تبلیغات
بیایید آسمانی شویم

قالب وبلاگ


بیایید آسمانی شویم
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم 
نویسندگان

بال پرواز

امام زمان

سایه نشینان ابر (اهل زمین) اند. آنان که پاى بر خاک دارند و فراتر از خاک را تجربه نکرده اند، همانهایند که تا ابر هست از دیدار خورشید محرومند، تا ابر هست از تابش مستقیم آفتاب محرومند. (1)

امّا آنها که بالى یا مجالى براى پرواز دارند، اگر خود پرواز کنند یا بر بال پرنده اى نشسته، دل از خاک برکنده و چند صدمترى فراتر از خاک را مشاهده کنند، به آسانى خود را در معرض نگاه مستقیم خورشید مى بینند و گرماى آفتاب را بر رگ و پوست خویش لمس مى نمایند.

بلکه اگر اهل پرواز و دل برکندن از خاک هم نباشند، همینکه پایى براى صعود داشته باشند و از گستره عادىِ زندگىِ زمینى فراتر روند، چه بسا هنوز به قله کوه نرسیده، ابرها را زیرپاى خویش ببینند و جمال دلا راى خورشید را، بر بالاى سر خود نظاره کنند.

منتظرانِ حضرت مهدى(علیه السلام)، آن خورشید همیشه فروزان منظومه هستى، چنین حالى دارند. تا آن زمان که دلبستگان به خورد و خواب و خانه و خلوتِ خویشند از دیدار محرومند، اگر چه خود را از منتظران بدانند و براى رسیدن روزى آفتابى، در پى بر طرف شدن ابرهاى تیره غیبت، لحظه شمارى کنند.

امّا آنگاه که پاى در راه خویشتن سازى و دیگرسازى مى نهند و صخره هاى سخت حوادث و ابتلاءات دوران غیبت را یکى پس از دیگرى در مى نوردند، دیرى نمى پاید که به قله اى آفتاب گرفته دست مى یابند و جلالت بی مثال خورشید عالم افروز زاده زهرا را به تماشا مى نشینند.

لکن خوشا به حال آنان که عرفان و سوز و مجاهدت شان، بال پروازشان است و دنیاى حقیر و متاع قلیل، دل آسمانى شان را هرگز تسخیر نمى کند. راستى آنان در آن اوج فراتر از اینهمه ابرى که فضاى زندگى ما را پوشانده است، چه مى بینند؟!

-----------------------------------------------------

(1) حضرت مهدى(علیه السلام) : (و امّا وَجهُ الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غَیَّبَها عَنِ الابصار السحاب.)(کمال الدین، ج 2، ص 458)(کیفیت بهرهورى از من در دوران غیبتم همچون بهره بردن از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان فرو پوشیده باشند.)

برگرفته از بخش مهدویت تبیان




[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ ]
نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
بیانیه معاونت بین الملل سازمان بسیج مستضعفین در محکومیت قرآن سوزی کشیش آمریکایی
یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ – سوره الصف آیه8

قرآن این راهنمای سعادت بشریت و کتاب هدایت برای تمام انسان ها بار دیگر شاهد تعرض و بی حرمتی عده ای انسان وحشی و جنایتکار بود تا این بار نیز قدرت منطق و راه خود و ضعف و ناتوانی و عجز مخالفان مغرض را به معرض نمایش همگان بگذارد .

امروز دنیای اسلام در مصیبت تعرض بی خردانی قرار گرفته است که مانند دوران جاهلیت صدر اسلام تلاش دارند تا با برخورد هایی این چنین از گسترش و نفوذ روز افزون کلام خدا در قلب انسان ها جلوگیری کنند غافل از اینکه خدا از مکر آنان با خبر است و خود بهترین حافظ قرآن وکلام خویش است.  اقدام جنایتکارانه به اصطلاح کشیش آمریکایی آتشی را دوباره روشن کرد که شعله ها و زبانه های آن کاخ سفید و پایه های سست نظام ضد بشری و ضد فرهنگی لیبرالی را به نابودی نزدیک و نزدیکتر میکند این اقدانم گستاخانه که قطعا با برنامه ریزی و طراحی ذهن الکلی  سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی و کمک رسانه های وابسته به آنان در پوشش گسترده  آن صورت گرفته این سوال را در ذهن جاری می سازد که به راستی چرا این نوع دشمنی های جاهلی با قرآن و دین اسلام و به خصوص اسلام ناب محمدی(ص) صورت می پذیرد ؟

امروز دشمنان دین خدا از ژست طرفداری از حقوق بشر و آزادی بیان بیرون آمده و با تمام قوا سعی در تخریب چهره اسلام عزیز دارند . این روزها جهان پس از طی کردن تجربیات استفاده از مکاتب مادی و انسان ساخت بار دیگر سیر بازگشت به معنویت و پیروی ازفرامین الهی را در پیش گرفته و در این میان تعالیم حیات بخش و سعادت آفرین اسلام ناب محمدی(ص) با رشدی فزاینده مرزهای اعتقادی دنیا را یکی پس از دیگری فتح  و مکاتب گوناگون را یکی پس از دیگری به زباله دان تاریخ می فرستد پس مایه تعجب نیست اگر عده ای که تمام منافع دنیای مادیشان  به خطر افتاده با تمام توان در مقابل این حرکت و محور آن که قرآن است بایستند و با طراحی های گوناگون سعی در متوقف نمودن این مسیر  داشته باشند که البته به فضل خداوند همانطور که تا کنون موفق نشده اند پس از این نیز حاصلی جز شکست و سرخوردگی نخواهند داشت.

امروز حاکمیت آمریکا در اشغال صهیونیست هاست  و این اقدام نیز قطعا با طراحی و هدف گذاری آنها توسط یک کشیش نما انجام می شود و البته در دنیای اسلام کسی آن را به پای پیروان حضرت عیسی (ع) نخواهد نوشت اما انتظار میرود بزرگان دین مسیحیت ضمن محکوم نمودن این جنایت اقدامی عملی جهت جلوگیری ازتکرار وقایع مشابه به عمل آورند و بر دولتهای اسلامی است تا ضمن تشکیل فوری جلسه سازمان همکاری اسلامی اقدام عملی در محکومیت این فاجعه انجام دهند.

در پایان ضمن عرض تسلیت به محضر حضرت صاحب الزمان(عج) و نائب بر حق ایشان امام خامنه ای (مد ظله العالی) ضمن اعلام آمادگی  بسیجیان جهت جانفشانی در راه قرآن  و اسلام عزیز از سازمان ها ،تشکل ها ، مجامع اعم از اسلامی و غیر اسلامی و کلیه مسلمانان آزاده و پیرو قرآن می خواهیم با  درک واقعیات این عمل ننگین و اعتراض با بصیرت به هر نحو ممکن  خشم  و نفرت خود را به مسببان این واقعه اعلام وآنها را به سزای اعمال ننگین خود برسانند




[ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ ]

چگونه درست تصمیم بگیریم؟

مقدمه

تصمیم‌گیری، بخش مهمی از زندگی انسان‌ها را تشکیل می‌دهد. همه‌ی ما هر روزه تصمیم‌هایی می‌گیریم که بعضی از آن‌ها ساده و کم‌اهمیت بوده و ممکن است تأثیر زیادی روی زندگی ما نداشته باشند (مثل لباس پوشیدن یا غذا خوردن) و برخی نیز مانند انتخاب شغل، رشته‌ی تحصیلی یا همسر، بسیار مهم بوده و می‌توانند تأثیرات فراوانی داشته باشند.

فرایند تصمیم‌گیری در مقاطعی از زندگی بسیار تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز می‌شود؛ به‌طوری که فرد با انتخاب صحیح می‌تواند موفقیت بزرگی را برای خود به ارمغان آورد، و یا برعکس، با یک انتخاب نادرست، باعث به‌وجود آمدن شرایط نامطلوبی برای خود و اطرافیانش گردد. از این روست که روان‌شناسان معتقدند تصمیم‌گیری، شاخص بسیار مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد به حساب می‌آید. تصمیم‌گیری درست و سنجیده موجب شادی و احساس موفقیت در فرد شده و سازگاری و اعتماد به نفس او را افزایش می‌دهد. رشد توانایی تصمیم‌گیری به افراد، آزادی بیش‌تری بخشیده و موجب کنترل بهتر آنان بر زندگی‌شان می‌گردد؛ لذا جا دارد به تصمیم‌گیری به‌عنوان یک مهارت نگاه کنیم و در پی فراگیری و کسب آن برآییم.

تصمیم‌گیری چیست؟

واژه‌ی تصمیم‌گیری در لغت به معنی اراده کردن، قصد نمودن و در اصطلاح، قضاوت و انتخاب بین دو یا چند راه حل است. از نظر روان‌شناسان تصمیم‌گیری عبارت است از: فرآیند ارزش‌یابی گزینه‌ها و راه‌های موجود، و هم‌چنین بررسی و پیش‌بینی عواقب آن برای رسیدن به هدف. این فرایند شامل استفاده از امکانات و ظرفیت‌های بالقوه، برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید، است. گرچه بسیاری از تصمیم‌ها بر حسب عادت گرفته می‌شوند و عملاً فرد با مشکل انتخاب از میان گزینه‌های متعدد روبه‌رو نیست، در هر حال، هر موقعیتی که شامل سنجش دو یا چند گزینه برای عمل و انتخاب یکی از آن‌ها باشد، نوعی تصمیم‌گیری به حساب می‌آید.

مراحل تصمیم‌گیری:

اگر قرار است تصمیم‌گیری به درستی و ماهرانه انجام شود، بهتر است با استفاده از روشی مفید، مؤثر و علمی به این کار مبادرت ورزید. مراحل فرایند تصمیم‌گیری که مورد توافق بیش‌تر نظریه‌پردازان است به ترتیب عبارت است از:

1. تعیین چالش موجود: در این مرحله چالش یا تصمیمی را که با آن مواجه هستیم مشخص کرده و به تعریف مسئله یا مشکل مورد نظر می‌پردازیم. در این مرحله می‌توان روی یک برگ کاغذ و در چند خط مشکل موجود را یادداشت کرده و به بررسی آن پرداخت. وقتی مشکل به قدری پیچیده و بزرگ باشد که به راحتی نتوان آن را به‌صورت عینی تعریف کرد، باید آن را به چند مشکل کوچک‌تر تجزیه نمود و برای هر یک چاره‌ای اندیشید. البته در این مواقع باید مشکلات فرعی را بر اساس اهمیت، اولویت‌بندی کرده و مورد رسیدگی قرار داد. به خاطر داشته باشید که برای تعریف دقیق مشکل، می‌توانید از اطرافیان و افراد آگاه در آن زمینه کمک و مشورت بگیرید. در کاغذی که مراحل مختلف تصمیم‌گیری را با استفاده از آن انجام می‌دهید، می‌توانید به شکل زیر مرحله‌ی اول را یادداشت کنید:

چالش یا تصمیمی که با آن روبه‌رو هستم:

......................................................................................................................................................................

2. جست‌و‌جوی گزینه‌ها:در این مرحله باید به دنبال راه‌حل‌ها و گزینه‌های موجود برای عمل باشید. سعی کنید تنها به موارد آشنا و مأنوس بسنده نکرده و انتخاب‌های متنوع و فراوانی را مدنظر قرار دهید. خوب است در این مرحله، از تکنیک «بارش ذهنی» استفاده کنید؛ یعنی با آزاد گذاشتن فکر، همه‌ی گزینه‌های احتمالی را بدون سانسور و بدون این‌که به درست و غلط آن فکر کنید، روی کاغذ بیاورید. اگر در حال گرفتن تصمیم بسیار مهمی هستید که ممکن است مسیر زندگی‌تان را تعیین کند، از این مرحله به آسانی نگذرید و همه‌ی امکانات را در نظر بگیرید. هیچ گزینه‌ای را به این دلیل که از امکان‌پذیر بودن آن مطمئن نیستید، کنار نگذارید و هم‌چنین از گزینه‌هایی که به نظرتان بی‌اهمیت هستند، نیز غافل نشوید؛ چرا که ممکن است همان گزینه‌ها بهترین راه حل باشند. این مرحله را در کاغذ خود به شکل زیر یادداشت کنید:

انتخاب‌های من:

انتخاب 1:

............................................................................................

انتخاب2:

............................................................................................

انتخاب 3:

............................................................................................

3. انتخاب بهترین گزینه برای عمل:یکی از عناصر کلیدی فرایند تصمیم‌گیری آن است که از قبل بیندیشید که «اگر این کار را انجام دهم، چه چیزهایی ممکن است اتفاق بیفتد؟»؛ به عبارت دیگر، پیامدهای مثبت و منفی هر یک از گزینه‌هایی را که در مرحله‌ی قبل یادداشت کرده‌اید بررسی کنید. جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند شما را در این پیش‌بینی یاری کند. اگر مطمئن نیستید که پیامد یک انتخاب، مثبت یا منفی است، این سؤال‌ها را از خود بپرسید:

* آیا برخلاف تعلیمات مذهبی مورد اعتقاد من است؟

* آیا برخلاف قوانین خانه، مدرسه یا جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنم؟

* آیا به سلامتی من و دیگران صدمه می‌زند؟

* آیا برای من یا دیگران مشکل یا دردسر به‌وجود می‌آورد؟

* آیا باعث نگرانی و ناراحتی خانواده‌ام می‌شود؟

* آیا اگر کسی این کار را با من انجام دهد، ناراحت می‌شوم؟

* آیا به حل مشکل خواهد انجامید و اهداف مرا محقق خواهد ساخت؟

پیامدهای تصمیم‌گیری، همیشه به‌طور کامل و 100% مثبت و مطابق میل فرد تصمیم‌گیرنده نیست. همواره باید در کنار پیامدهای خوب، برخی پیامدهای بد را نیز پذیرفت. اما یک تصمیم‌گیری موفق، به معنای انتخاب راه حلی است که پیامدهای خوب آن به برخی پیامدهای بد توأم با آن، بیرزد.

تفکر و عمل با دقت، به شما کمک خواهد کرد تا پیش‌بینی‌های بهتری از پیامدهای تصمیم‌تان داشته باشید. در این زمینه بررسی کنید که به چه منابعی برای به عمل درآوردن هر یک از گزینه‌ها نیاز دارید؛ چه میزان زمان، هزینه، نیرو، مهارت، دانش و یا سایر منابع مورد نیاز است؛ از چه موانعی باید بگذرید؛ و کدام گزینه بیش‌تر با اهداف و ارزش‌های شما هماهنگ است. در همان کاغذ، پس از یادداشت مرحله‌ی دوم، می‌توان مرحله‌ی سوم را به شکل زیر انجام داد:

 

پیامدهای هر انتخاب

مثبت

منفی

انتخاب 1

 

 

انتخاب 2

 

 

انتخاب 3

 

 

4. اجرای تصمیم اتخاذ شده:تصمیم‌گیری با انتخاب بهترین گزینه تمام نمی‌شود، بلکه باید این انتخاب را اجرا کنید. باید تمام مسئولیت‌ها و پیامدهای آن را بپذیرید و تا زمانی که تغییرها و بهبودهای پیش‌بینی شده رخ دهند، بر سر تصمیم خود ایستادگی کنید. در این راه، توانایی و اراده‌ی خود را تقویت کرده و اجازه ندهید مشکلاتی که بر سر راه‌تان قرار می‌گیرند، شما را از مسیر و هدف اصلی‌تان منحرف سازند. از این نترسید که تصمیمی بگیرید و پس از مدتی مجبور شوید در آن تجدید نظر کنید. این، بخشی طبیعی از فرایند تصمیم‌گیری است؛ چون اغلب تصمیم‌ها در زمانی گرفته می‌شوند که هنوز اطلاعات کافی در دست نبوده و یا همه‌ی منابع لازم برای عملی نمودن تصمیم در اختیار فرد تصمیم‌گیرنده نیست. بنابراین طبیعی است که برخی تصمیم‌گیری‌ها به‌طور موقت صورت پذیرفته و پس از مهیا شدن شرایط تصمیم‌گیری بهتر، در تصمیم اولیه تجدیدنظر یا اصلاحاتی صورت بگیرد. توجه کنید که شما بهترین کار ممکن را با آنچه در دست داشته‌اید، به انجام رسانده‌اید و از خودتان انتظار بیش از حد نداشته باشید. برای یادداشت کردن این مرحله، در کاغذ خود، به‌صورت زیر عمل کنید:

تصمیم نهایی من:

...............................................................................................................................................................................

...............................................................................................................................................................................

5. ارزیابی نتایج: پس از به اجرا درآوردن یک تصمیم، باید نتایج و پیامدهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا مشخص شود آیا اثربخش بوده است یا خیر؛ حتی تصمیم‌های عادی و روزمره نیز باید به‌صورت دوره‌ای ارزیابی شوند تا ببینیم آیا هنوز برای موقعیت فعلی مناسب هستند یا این‌که باید مورد تجدیدنظر واقع شوند. در صورتی که ارزیابی نتایج، حاکی از آن باشد که مشکل تا حد قابل قبولی برطرف شده و اهداف اولیه محقق شده‌اند، فرایند تصمیم‌گیری در این موقعیت خاص به پایان می‌رسد. در غیر این صورت باید به اولویت بعدی گزینه‌هایی که انتخاب کرده بودید بازگردید و آن را به آزمایش بگذارید. اگر باز هم نتیجه‌بخش نبود، این امکان وجود دارد که در مراحل قبلی مثل تعریف مشکل و... اشکالی وجود داشته باشد. در این مواقع باید فرایند تصمیم‌گیری را از سر گرفته و بار دیگر مراحل را با دقت بیش‌تر تکرار کنید. اگر باز هم نتوانستید از عهده‌ی حل مشکل‌تان برآیید، می‌توانید با افرادی که در این زمینه تخصص دارند مشورت کرده و از آن‌ها یاری بخواهید. اما به خاطر داشته باشید که این افراد تنها می‌توانند در تعریف مشکل و معرفی گزینه‌های بیش‌تر برای عمل، به شما کمک کنند. در نهایت خود شما هستید که باید تصمیم بگیرید و این تصمیم را به اجرا درآورید. تمرین این مهارت در حضور افراد متخصص به شما کمک می‌کند تا بتوانید بر آن مسلط شده و آن را به سایر موقعیت‌های زندگی‌تان تعمیم دهید.


عسکری بهنام




[ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ ]
شیطان و دارو دسته اش

 

 

شیطان پرستی (Satanism) یک حرکت مکتبی ، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن، شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی می پندارند.آن ها پرسش شیطان را به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا، به حساب می آورند.


شیطان، برای آن ها نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین است. آن ها دنیایی را برای خود تکریم کرده اند که در آن هیچ روزنه امیدی نیست و به آن، جهان تاریک میگویند.


شیطان پرستان به سه دسته تقسیم می شوند:


1. شیطان پرستی فلسفی (لاوی):


Anton szandor Lavey به وجود آورنده این گروه است.
Lavey که پیش از پدید آوردن این فرقه، انجیل شیطانی و کلیسای شیطان را تأسیس کرده بود، به شدت تحت تأثیر افکار کسانی چون نیچه، چارلز داروین، مارک تواین، ویندهام لویس، رند، مارکوس دی سید، آلیستر کراولی و ... است از نظر او شیطان نوعی نیروی مثبت است.


2. شیطان پرستی دینی Relligios Satanism: شبیه شیطان پرستی فلسفی است. با این تفاوت که این دسته، برای شیطان نوعی جنبه خدایی و متافیزیکی قائل هستند که این طرز تفکر تحت تأثیر افسانه ها وساخته ذهن پیروان این فرقه است.


3. شیطان پرستی گوتیک Gothich Satanism: این گروه، از زمان سلطه کلیسا فعالیت داشتند کودک خواری، قربانی کردن دختران، بزکشی و تمام کارهای خود را بر ضد کلیسا انجام می دهند.
اعمال این دسته، نزدیکی بسیاری با جادوگری دارد. آن ها تحت تأثیر کاتولیک ها، قانونی را برای خود وضع کرده اند. امروزه در کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، آلمان و چین این فرقه دیده می شود.


1-عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل 13 برگ و13 میوه نگه داشته و در پنجه دیگر 13 تیر.
2-بر روی سر عقاب 13 ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر (ستاره داود) را تشکیل می دهد.
3-در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (EPLURIBUS UNUM) که به معنی "وحدت از کثرت" است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله بوده که شامل 13 حرف است.
4-دم عقاب دارای 9 پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب 33 پردارد
5-برسینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن13 خط قرمز و سفید (پرچم آمریکا) نقش بسته است. (البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست).
6-در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار(داخل بیضی های قرمز) 13 میوه قرار گرفته است.
7-بر روی این هرم به لاتین عبارت 13 حرفی ANNUITCOEPTIS به معنی خدا همیشه یاور ماست نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت IN GOD WE TRUST است.
8-شاید برایتان برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و رأس آن جدا و در وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد "RA" از خدایان مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است.یونانیان آن را ستاره صبح می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان ترسیم می نمودند.
9-مهر اعظم ایالات متحده آمریکا: این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آن را در سمت چپ دلار مشاهده فرمایید.همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خنوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.
10-این هرم از 13 ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع 72 خشت دارد که اشاره دارد به 72 نیرو یا نام خدای کابالیستها.
11-در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی"MDCCLXXVI" نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد) همانگونه که در تصویر می بینید برابر با 1776 سال استقلال امریکاست. اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید جمع قاعده این اهرام همانگونه که درتصویر محاسبه شده است برابر با 666 می شود که عدد لوسیفر یا همان شیطان است.
12-در زیر این هرم عبارت "NOVUS ORDO SECLORUM" به زبان لاتین نوشته شده است که به معنای NEW WORLD ORDER "یعنی نظام نوین جهانی یا "حکم جدید برای جهان" است که شما بارها آن را در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر وپسر و اوباما شنیده اید.
 

شیطان و دارو دسته اش

نشانه ها و علامت های Satanism
شیطان پرستان نماد ونشانه های خاصی برای خود دارند که گاه آن ها را روی گردنبند و زیور آلات ، گاه روی لباس ها و گاه روی پوست و بدن خود حک می کنند که خوب است آن ها را بشناسید:

شیطان و دارو دسته اش

1.Satanism
 

به صورت نماد، در وسط نوشته می شود و به همراه یک دایره می آید. اگر این نوشته را از وسط دایره حذف کنیم ، یک ستاره پنج ضلعی باقی می ماند که نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام است.

شیطان و دارو دسته اش

2. عدد 666:
 

نماد دجّال یا ضد مسیح است به «666» شماره تلفن شیطان نیز می گویند! البته گروهی آن را به صورت fff می آورند. زیرا f، ششمین حرف در انگلیسی است.

شیطان و دارو دسته اش

3. عدد13:
 

عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است در حالی که مسیحی ها آن را نحس می دانند. تصویر ستاره شش گوش با 13 ستاره کوچک، یکی از این نمادهاست. همچنین در تصویر چنگ الهه باستانی نیز این عدد دیده می شود.

شیطان و دارو دسته اش

4. عدد33:
 

در فراماسونری: صاحب درجه 33، بالاترین قدرت را داراست.
سمبل گروه ماسونی شهر Memphis در آمریکاست.

شیطان و دارو دسته اش

5. صلیب وارونه (آتش گرفته):
 

این نشانه ، بیش تر درگردنبندها دیده می شود و نماد وارونه شدن مسیحیت وبه سخره گرفتن آن هاست. این نشانه مورد توجه زیاد خوانندگان راک است.

شیطان و دارو دسته اش

6. صلیب شکسته یا چرخ خورشید.
 

یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگ ها از جمله کتبیه های برجای مانده از بودایی ها ، مقبره های سلنی و یونای است و سال ها بعد، این علامت توسط هیتلر به کار گرفته شد. در این نشانه نیز، شیطان پرستان خواسته اند دین مسیحیت را به مسخره بگیرند.

شیطان و دارو دسته اش

7. چشم جهان بین:
 

این چشم به چشم شیطان (چشمی که همه جا را می ببیند) شهرت دارد. چشمی که در بالای هرمی قرار دارد و می خواهد نظارت و اشراف بر همه جا را نشان دهد . این علامت در پیشگویی ها ، جادوگری و نفرین آن ها دیده می شود.
البته این نماد روی دلار امریکا نیز وجود دارد و علامت خدای خورشید در مصر باستان نیز بوده است.

شیطان و دارو دسته اش

8. ستاره شش گوشه:
 

قوی ترین علامت در شیطان پرستی است واز شش گوشه (زوایه) تشکیل شده که معرفی عدد 666 می باشد.

شیطان و دارو دسته اش

9. آنخ (Ankh):
 

نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود. امروزه سمبل جنس زن و نشانه فیمینیست هم هست. آنخ، سمبل شهوت رانی و باروری است.

شیطان و دارو دسته اش

10. ستون سنگی یا نوک هرمی شکل:
 

نماد زایندگی و باروری درمصر باستان بوده است.

شیطان و دارو دسته اش

11. ستاره 5 گوشه معکوس یا Bahomet .
 

شیطان و دارو دسته اش

12. دست شیطان یا دست شاخدار:
 

در تفکر ماسون ها و شیطان پرستان، شیطان شاخ دار (co rnuto) با حرکت دست خود، درواقع شیطان و پلیدی های آن را نمایش می دهد.

شیطان و دارو دسته اش

13. دیو، جمجمه واستخوان:
 

علامت مرگ است که در برخی گردن بندها وتصاویر روی دست وصورت شیطان پرستان دیده می شود.

14. پرچم رژیم صهیونیستی:
 

این علامت، حمایت آشکار و پنهان رژیم صهیونیستی از شیطان پرستان را نشان می دهد

شیطان و دارو دسته اش

15. ضد عدالت:
 

نماد ضد عدالت، تبری رو به پایین است ، چرا که تبر رو به بالا در روم باستان نماد عدالت بوده. علامت دوتبر روبه بالا نیز نشانه فیمینست ها است.

شیطان و دارو دسته اش

16. بز(Goat):
 

سر بز، بز شاخدار، بز مندرس، خدای جادو، بز طلیعه یا قربانی، همه وهمه نشانه مسخره کردن حضرت مسیح است. شیطان پرستان با این علامت میخواهند بگویند: مسیح مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد است! درواقع Goat (بز) نمادی از شیطان است.

شیطان و دارو دسته اش

17.هرج ومرج (Anarchy):
 

این علامت ، نشان دهنده از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این مورد دارد: «هر چه تخریب کننده است، تو انجام بده!»
این علامت ، معمولاً نماد گروه های هوی متال نیز هست.

نویسنده/نویسندگان: معصومه سادات میرغنی




[ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ] [ 10:27 ق.ظ ] [ ]
به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم                   خدا داند فرج این گونه طولانی نمی گردید
 
وظایف منتظران

برخی تصور می كنند انتظار یعنی دست رو دست گذاشتن و ایام را بدون تلاش سپری كردن تا این كه امام زمان علیه السلام ظهور نماید.
حال آن كه معنای انتظار، بسیار گسترده است و منتظر، وظایف بسیاری را باید ایفا نماید تا خود و جامعه را برای ظهور آقا آماده نماید و هرچقدر تلاش منتظران بیشتر شود، شرایط ظهورامام غایبمان زودتر فراهم می شود. وظیفه ما فقط دعا كردن نیست، بلكه باید این دعا، با خود سازی و جامعه سازی همراه شود.
مرحوم سید محمد تقی موسوی اصفهانی در كتاب شریف مكیال المكارم به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره كرده است كه به اختصار به برخی از آنها اشاره خواهیم كرد.
1- دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
یكی ازوظایف مهم ما دعا برای امام زمان است، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند و بر اساس روایاتی از امام صادق علیه السلام در دعایی كه آن حضرت به " زراره" تعلیم فرمودند، محور اصلی آن بر امام شناسی استوار است. ایشان به زراره می فرمایند:" ... اگر غیبت را درك كردی چنین دعا كن: اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف نبیك، اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك،اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی."(1)
همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف " اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن ..." كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.
2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام
بدیهی است كه یك عاشق دلباخته و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد. در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.
3- رعایت ادب در همه موارد
امامی كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.
4- عشق وعلاقه نسبت به حضرت
مرحوم سید عبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند، سید عبدالكریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟!
پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم.
حضرت در پاسخ فرمودند:" اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی."(2)
5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده وآن را به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به این كه وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
6- انتظار فرج
امام صادق علیه السلام فرمودند:" بخشی از معتقدات ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی... و صبوری كردن درانتظار فرج است. "(3)
در بسیاری از روایات، پر فضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است. (4)
در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنان است كه در میان سپاه امام و یا درمیان خیمه حضرت به شهادت برسد.
در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.
7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت.
8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.
9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام .

اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود، در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به یوسف زهراست.
11- استغاثه بوجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف
در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستكین" تعبیر شده است. توسل واستغاثه براهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.
مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه زهرا مظلومه سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند و ناله " یابن الحسن" سر می دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.
12- تجدید بیعت با امام علیه السلام
بر اساس پاره ای از روایات ، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است. ­(5)
و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه :
" هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم، نمی میرد مگر آن كه حضرت را ببیند و بشناسد. "(6)
13- اجتناب از محارم
كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و دوری دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.
مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 ه.ق در كتاب شریف " تجرید الاعتقاد" می فرمایند:" وجوده لطف و عدمه منا".
وجود حضرت لطف، وعنایت برماست وغیبت ایشان به خاطراعمال و رفتار بد ماست.
گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت ؟ گفتا نشان چه پرسی؟ آن كوی، بی نشان است
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
" زمین خالی از حجت خدا نیست لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا ومحروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند."(7)
" ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست."(8)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند:" فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نكرهه و لا نوثره منهم."(9)
پس محبوس نكرده ما را از دوستان مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان به ما می رسد كه ناخوشایند است در حالی كه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.
14- دوستی با صالحان
دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده شده است.
قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید:
" محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم."
محمد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.
و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید:
" كونوا مع الصادقین"
همواره با افراد راستگو همنشین باشید . كه دراین آیه كریمه شریفه اشاره به دوستی با صالحان دارد.
15- برائت ازدشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام
امام هادی علیه السلام در زیارت شریف جامعه می فرمایند:
"برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین. "(10)
بدرگاه خدای عزوجل ازدشمنان شما بیزارم همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان.
پی نوشتها:
1- منتخب الاثر،آیت الله صافی گلپایگانی، حدیث 1،ص 501 .
2- مشعل هدایت ،ج2، ص 129.
3- منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498 به نقل از بحار الانوار.
4- منتخب الاثر، صص 493 - 500.
5- مكیال المكارم.
6- بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39.
7- بحارالانوار ، ج 51، ص 113.
8- مشعل هدایت ، ج2، ص 126.
9- احتجاج طبرسی ، ص 322.10- مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی (ره) ، زیارت جامعه كبیره.

تبیان یزد




[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 09:16 ق.ظ ] [ ]
امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»۱؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.

بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمی توانی در برابر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست می دهی بهایی به دست آوری، و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.


۱- تقوا و پاک دامنی

اهمیت و جایگاه تقوا برای جوانان آن وقت معلوم می شود که تمایلات و احساسات دوره جوانی مد نظر قرار گیرد. برای جوانی که در معرض طغیان غرایز و احساسات تند و شکوفایی خواهش های نفسانی و غریزه جنسی و تخیلات موهوم به سر می برد، تقوا به منزله قلعه و حصار مستحکمی است که او را از تاخت و تاز دشمنان مصون می دارد و مانند سپری است که از اصابت تیرهای زهراگین شیاطین باز می دارد.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»۱؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.

استاد مطهری(ره) در این خصوص می گوید: نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دین داری است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیّت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.۲

جوان همواره بین دو راهی قرار دارد و به سوی دو نقطه متضاد کشیده می شود. از یک طرف، ندای وجدان اخلاقی و الهام الهی او را به سوی خوبی ها سوق می دهد و از طرف دیگر غرایز درونی و نفس اماره و وسوسه های شیطانی او را به ارضای خواهش های نفسانی فرمان می دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانی می تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکی و آلودگی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتدای جوانی به خودسازی و جهاد با نفس بپردازد.

حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده ای قوی از آزمون سخت الهی سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.

۲- تقویت اراده

بسیاری از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیری شکایت می کنند و برای درمان آن چاره جویی می کنند. آنان می گویند:

برای ترک عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر موفق شده ایم.

امام علی(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مالکیت نفس که نقش عمده ای در ترک گناه و عادات ناپسند دارد، یاد می کند و می فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مانند اسب های سرکش و لجام گسیخته ای هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا همانند مرکب های راهوار و آرامی است که صاحبانشان بر آن ها سوارند و زمامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش می برند.۳

باید در نظر داشت که این کار شدنی است. افرادی که در این وادی قدم بنهند، مشمول الطاف خفیه الهی خواهند بود. چنان که قرآن کریم می فرمایند:«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» ۴ آنان که در راه ما جهاد و کوشش می کنند، راه های خود را به آن ها نشان می دهیم.

۳- فرصت جوانی

بدون تردید یکی از عوامل مهم موفقیت و کام یابی، بهره برداری صحیح و اصولی از شرایط و فرصت های مناسب است، که فرصت جوانی از اساسی ترین آن ها به شمار می رود.

نیروی معنوی و قوای جسمانی، گوهر گران سنگی است که خداوند متعال در اختیار نسل جوان قرار داده است. بر این اساس پیشوایان دین همواره بر اغتنام فرصت جوانی تاکید کرده اند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرمایند: بادر الفرصة قبل ان تکون غصه (۵) پیش از آن که فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.

سعدی با الهام از سخنان بزرگان می گوید:

جوانا ره طاعت امروز گیر که فردا جوانی نیاید ز پیر

قضا روزگاری زمن در ربود که هر روزش از پی شب قدر بود

من آن روز را قدر نشناختم بدانستم اکنون که درباختم

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «لاتنس صحتک و قوتک وفراغک وشبابک ونشاطک ان تطلب بها الاخرة»۶ ؛ سلامتی و قدرت و فراغ بال و جوانی و نشاط خود را فراموش مکن، از آن ها در راه آخرت استفاده کن.

آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره صحیح و کافی نبرده اند، می فرمایند: آن ها در ایام سلامت بدن سرمایه ای مهیا نکردند و در اولین فرصت های زندگی درس عبرتی نگرفتند، آیا کسی که جوان است جز پیری انتظار دارد.۷

سؤال از جوانی

جوانی و نشاط و بالندگی، نعمت بزرگی است که در روز قیامت از آن سؤال می شود. امام علی(علیه السلام) می فرمایند:

«شیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه»۸ ؛ دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد: یکی جوانی و دیگری تندرستی.

خودسازی

بهترین زمان برای تربیت و خودسازی، دوره جوانی است، زیرا صفحه دل جوان با زشتی ها و خصلت های ناپسند شکل نگرفته و چراغ فطرت در دلش خاموش نگشته است. امام علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چنین می فرمایند: «انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قلبه فبادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک ویشتغل لبک»۹ ؛

قلب نوجوان مانند زمین خالی است که هر ذچه در آن بیفشانی آن را می پذیرد، پس پیش از آن که قلبت سخت شود و فکرت به امور دیگر مشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت کردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.

عادات ناپسند در دوران جوانی ریشه دار نشده است، از این رو مبارزه با آن سهل و آسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ به شایستگی استفاده کنند

باید جوانان عزیز این هشدار امام علی(علیه السلام) را جدی بگیرند که می فرمایند: «غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها»۱۰ پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگر تمایلات در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهی داد. مولوی می گوید:

زان که خوی بد بگشته ست استوار

مور شهوت شد ز عادت هم چو مار

مار شهوت را بکش در ابتدا

ورنه اینک گشت ما رت اژدها

۴- بزرگ منشی

یکی دیگر از وصایای امام علی(علیه السلام) به جوانان، پرورش عزت نفس و بزرگ منشی است، آن جا که می فرمایند: «اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا ولاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حرا»۱۱ بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمی توانی در برابر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست می دهی بهایی به دست آوری، و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.

حس عزت طلبی یکی از نیازهای اساسی انسان است که خوش بختانه دست آفرینش بذر آن را در نهاد آدمی افشانده است. بدیهی است که این بذر نیاز به مراقبت و رشد و شکوفایی دارد. عزت نفس موجب بهره وری فرد از نیروی خرد و به کارگیری آن در امور زندگی و منشا تکوین شخصیت در انسان است. بی دلیل نیست که نظام سلطه فرعونی در طول تاریخ برای استثمار دیگران، در گام نخست روح مکرمت انسانی را نشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر می کند.

۵- وجدان اخلاقی

امام علی(علیه السلام) به جوانان توصیه نمودندکه ، میزان قرار دادن وجدان اخلاقی در معاشرت اجتماعی است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین می فرمایند: «یا بنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک»۱۲ پسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.

نادیده گرفتن این اصل مهم اخلاقی نتیجه ای جز تیرگی روابط دوستانه نخواهد داشت.

۶- تجربه اندوزی

استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردی است که در وصایای امام علی(علیه السلام) دیده می شود. آن حضرت می فرمایند: «اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین و سر فی دیارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نزلوا»۱۳ اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه کن و آن چه را که به پیشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش کن و درست بنگر آن ها چه کرده اند. ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند.

۷- رعایت آداب معاشرت و دوستی

شکی نیست که بقا و دوام دوستی منوط به رعایت حدود دوستی و آداب معاشرت است. دوست گرفتن آسان است اما نگه داری آن مشکل تر است. امام علی(علیه السلام) در قسمتی دیگر از نامه مبارک خود به نکات ظریفی که موجب پایداری پیوند دوستی است، اشاره می کند و می فرمایند: ناتوان ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردی است که دوست را از دست بدهد.۱۴

بعضی جوانان از عدم ثبات و ناپایداری روابط دوستانه شکایت می کنند، که دلیل عمده آن رعایت نکردن حدود دوستی و افراط و تفریط در رفاقت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام علی(علیه السلام) می تواند در حل این مشکل کارساز باشد.



پی نوشت ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.

۲- ده گفتار،استاد مطهری ص۱۴.

۳- نهج البلاغه، خطبه ۱۶.

۴- عنکبوت، آیه ۶۹.

۵-نهج البلاغه، نامه۳۱.

۶-بحارالانوار (چاپ بیروت) ج۶۸، ص۱۷۷.

۷- نهج البلاغه، خطبه۸۲.

۸- غررالحکم و دررالکلم، ج۴، ص۱۸۳.

۹- نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۱۰-غررالحکم و دررالکلم، همان، ص۳۹۲.

۱۱-نهج البلاغه، نامه ۳۱.

۱۲-نهج البلاغه، همان.

۱۳- نهج البلاغه، همان.

۱۴-بحارالانوار، ج۷۴، ص۲۷۸.

تبیان




[ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ] [ 04:35 ق.ظ ] [ ]
وقتى صحبت از ارزش غذایى رنگ ها مى شود، باید گفت هیچ رنگى بر رنگ هاى دیگر برترى ندارد؛ براى این كار به طیف كاملى از رنگ ها احتیاج داریم تا ببینیم هر رنگ چه فوایدى دارد.خواص رنگ های میوه ها و سبزیجات را بیان می كنیم:


سبز: غذاهاى سبز رنگ حاوى مواد شیمیایى ضد سرطان هستند مثل انواع ایزوتیوسیانیت ها. در عین حال آنها حاوى لوتئین و زیزانتین هستند كه این دو آنتى اكسیدان خطر از بین رفتن شبكیه را كه یكى از علل اصلى نابینایى است، كاهش مى دهند.

خواص هر رنگ میوه را بشناسید

زرد: غذاهاى زرد مملو از ویتامین C هستند و در عین حال برخى از صدمات ناشى از رادیكال هاى آزاد روى پوست را كاهش مى دهند.


خواص هر رنگ میوه را بشناسید

قرمز:مواد غذایى قرمز رنگ لیكوپن دارند. این ماده یك ضد سرطان شناخته شده است. اسید الاجیك موجود در این محصولات نیز خطر آسیب دیدن DNA را كاهش مى دهد. فلاوینوئیدها كه عمدتا در گیلاس، آلبالو و خانواده توت (تمشك و شاتوت و بلوبرى) یافت مى شوند، قدرت تدافعى آنتى اكسیدان ها را افزایش می دهند، از سلول ها در برابر صدمات ناشى از رادیكال هاى آزاد محافظت مى كنند. به حفظ عملكرد قواى استدلال و منطق در مغز كمك می كنند و جلوى پیرى را مى گیرند.


خواص هر رنگ میوه را بشناسید

بنفش: انگور و كلم بنفش حاوى آنتوسیانین هستند كه از سلول ها در برابر آسیب هاى اكسیداسیون محافظت مى كنند و در نتیجه آن ظهور علائم پیرى به تاخیر مى افتند. این مواد مغذى كه مسئول رنگ تیره میوه ها هستند به فرآیند درك و استدلال كمك می كنند و سایر آنتى اكسیدان هاى موجود در آنها نیز ضد سرطان هستند.


خواص هر رنگ میوه را بشناسید

سفید: پیاز، سیر، پیازچه و موسیر حاوى آلیسین و كوئرستین هستند كه هر دو آنها خطر حمله قلبى را كاهش می دهند و به عملكرد سیستم ایمنى بهبود مى بخشند. گل كلم نیز حاوى سولفورافان است كه یك ماده ضد سرطان به شمار می رود.

خواص هر رنگ میوه را بشناسید




[ دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ ]
فروردین(طبیعت)
 

فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان «فرورتینام» در پهلوی « فرورتین» و در فارسی «فروردین» گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده ی پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران بامداد نوروز پیش از برآمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند.


اردیبهشت(طبیعت)
 

اردیبهشت روز دوم هر ماه در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « اشاوهیشتا»، در پهلوی «اشاوهیشت» و در فارسی «اردیبهشت» گفته می شود که کلمه یی مرکب از دو بخش است. بخش اول «اشا» است که معنی بسیاری دارد مثل راستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی... و بخش دیگر این کلمه نیز که واژه ی «وهیشت» به معنای بهترین است. ریشه ی بهشت فارسی به معنی فردوس نیز از همین کلمه است. این ماه در عالم روحانی نماینده ی صفت پاکی و تقدس است و در عالم مادی نگهبانی کلیه ی آتش های روی زمین به او سپرده شده است.


خرداد(طبیعت)
 

خرداد روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است که در اوستا و پارسی باستان «هئوروتات»، در پهلوی « خردات» و در فارسی «خورداد» یا « خرداد» گفته می شود. این کلم مرکب از دو بخش است. بخش «هئوروه» که صفتی به معنای رسا، همه، درست و کامل است و «تات» که پسوندی برای اسم مؤنث است، بنابراین «هئوروتات» کمال و رسایی معنی می دهد. خرداد نماینده ی رسایی و کمال است و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.


تیر(تماشای جنگل در جزیره)
 

تیر روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « تیشریه»، در پهلوی «تیشتر» و در فارسی به شکل تغییر یافته ی کلمه، یعنی تیر گفته می شود که یکی از ایزدان است و هم چنین به ستاره ی شعرای یمانی اطلاق می شود. تیر فرشته ی مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک از باران بهره مند شده و کشتزارها سیراب می شود. این کلمه را نباید با واژه ی عربی به معنی سهم اشتباه کرد.


مرداد(جنگل)
 

مرداد روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « امرتات» در پهلوی «امرداد» و در فارسی«مرداد» گفته می شود. مرداد کلمه ی مرکب از سه جزء «ا» نفی به معنی «نه»، «مرتا» به معنی نابودشدنی نیست و تات دال بر مؤنت بودن است. بنابراین «امرداد» یعنی بی مرگی و جاودانی. نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تأمین آسایش و امنیت بشر از ویژگی های ماه مرداد است.


شهریور(جنگل)
 

شهریور روز چهارم هر ماه در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. آن را در اوستا «خشتروئیریه» در پهلوی « شتریور» و در فارسی«شهریور» می دانند. کلمه یی مرکب از دو جزء«خشتر» که در اوستا، پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت از «ور» به معنی برتری دادن است. شهریور در جهان روحانی نماینده ی پادشاهی ایزدی و اقتدار خداوند و در جهان مادی پاسبان فلزات است. چون نگهبانی فلزات با اوستاست که آن را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.


مهر(محیط زیست)
 

در سانسکریت «میترا»، در اوستا و پارسی باستان «میثر» و در پهلوی « میتر» و در فارسی «مهر» گفته می شود که از ریشه سانسکریت به معنی پیوستن آمده است. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. در واقع مهر واسطه یی میان آفریدگار و آفریدگان است. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد بیداری و نیرومندی است و برای یاری کردن راستگویان و برانداختن دروغگویان و محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته ی فروغ و روشنایی نیز نامیده می شود، چون هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد. آیین مهر در دین مسیح نیز دیده می شود. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده، اما بعدها آن دو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام «میترس» یاد کرده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه به عهده ی ایزد مهر است.


آبان(محیط زیست)
 

در اوستا «آپ» در پارسی باستان «آپی» و در فارسی«آب» گفته می شود. در اوستا بارها «آپ» به معنی فرشته ی نگهبان آب آورده شده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و روز دهم از هر ماه شناخته می شود. ایزد آبان، موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح به او تعلق دارد. به دلیل آن که «زو» که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داد و از ملک خویش بیرون کرد ایرانیان این روز را جشن می گیرند. هم چنین چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید و مردم بسیاری تلف شدند و بعضی به ملک دیگر رفتند؛ عاقبت در چنین روزی باران شروع به باریدن کرد و ایرانیان این روز را جشن کنند.


آذر(محیط زیست)
 

این ماه در اوستا «آتر یا آثر» در پهلوی «آتر» و در فارسی «آذر» نامیده می شود. آذر فرشته ی نگهبان آتش نامیده می شود، چون آریایی ها بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان «آگنی» خوانده شده و در «ودا»( کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است.


دی(زمستان یخ و برف رودخانه)
 

در اوستا «دائوش» یا «دادها» به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش) موسوم است و برای این که سه روز موسوم به «دی» با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلاً روز هشتم را «دی باز» و روز پانزدهم را «دی به مهر» و... می نامند. دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.


بهمن(برف)
 

در اوستا «وهومنه»، در پهلوی « وهومن» و در فارسی «بهمن» گفته می شود که کلمه مرکب از دو جزء است. «وهو» به معنی خوب و نیک و «مند» به معنی منش است. پس بهمن به معنی نیک اندیش و نیک نهاد است. در عالم روحانی مظهر اندیشه ی نیک، خرد و توانایی خداوند است. در واقع خداوند انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگارش نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که گفتار نیک را تعلیم دهد. همه ی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در روز و ماه بهمن منع شده است. هم چنین بهمن اسم گیاهی است که در جشن بهمنجه خورده می شود و در طب نیز معروف است.


اسفند(دویدن در برف زمستانی)
 

در اوستا «اسپنتا آرمیتی» در پهلوی « اسپندر» در فارسی «سپندار مذ» و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته می شود. این کلمه مرکب از دو جزء سپند به معنی پاک و مقدس و متی از مصدر به معنی اندیشیدن است. بنابراین اسفند به معنی سازگاری، بردباری و فروتنی مقدس است. سپندارمذ موظف است که همواره زمین را خرم، آباد، پاک و بارور نگه دارد و هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی سپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ است.




[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ ]

 - موفقیت‏ها در سرزمین امکانات خواهند رویید و بسیاری از این امکانات، پیش از آن که فیزیکی باشند در اندیشه ما جای دارند. امروزه عقیده بر این است که یک موفقیت بزرگ، سایه امتدادیافته یک اندیشه بزرگ است.


- اگر کسی به شما بباوراند که می‏توانید، او موفقیت شما را رقم زده است.
 

- بهترین و مطمئن‏ترین ابزار ممکن برای نیل به موفقیت در زندگی، داشتن یک تصویر ذهنی مثبت از خویش است. برای ایجاد این تصویر، همیشه هر کاری را که آغاز می‏کنید، به پایان برسانید.


- کارآیی، کار را درست انجام دادن است و اثربخشی، کارِ درست را انجام دادن.
 

- خود آغازگر باشید و ننشینید تا دیگران شما را راه بیندازند.
 

- بزرگ‏ترین قدم، اولین قدم است.


- و...برای انسان، جز حاصل تلاش او نخواهد بود.


- بهای تلاش برای موفقیت، در مقایسه با بهای شکست، بسیار ناچیز است.


- انسانی با هوش متوسط، ولی با پشتکار بالا، به موفقیت نزدیک‏تر است تا انسانی با هوش بالا؛ ولی با پشتکار پایین.


- آنان که کاری را ناممکن می‏پندارند، معمولاً با شنیدن خبر انجام آن توسط دیگران، یکه خواهند خورد.


- مادامی که همه توان خود را به کار گرفته باشی، برد و باخت اهمیت چندانی نخواهد داشت و مادامی که از شکست خود چیزی آموخته باشی، هرگز نباخته‏ای.


- اگر از شکست بهراسی، هرگز دست به کاری نخواهی زد.


- زمان شما، پیوسته به سرقت می‏رود؛ سارقان زمان را بشناسید. زمان نه قابل بازیافت است و نه قابل جایگزینی؛ عمرتان را دریابید.


- از عمر گران‏مایه هفتاد ساله، 25 سال را می‏خوابید؛ 7 سال را به استراحت می‏گذرانید؛ 6 سال را در تعطیلات و تفریحات می‏گذرانید؛ 5 سال را با دیگران صحبت می‏کنید؛ 4 سال را غذا می‏خورید و 3 سال را در رفت و آمد می‏گذرانید.


- بر عمرت حریص‏تر باش تا بر درهم و دینارت.


- اگر زمان را تباه کنیم، زمان نیز ما را تباه خواهد کرد. همین الان تصمیم بگیر؛ برنامه بریز و فرصت بودن و شدن را هم اکنون و نه فردا، رقم بزن.


- اگر می‏خواهید از یک ساعت یا یک روز یا یک هفته یا یک ماه و یا یک سال از زندگی خود لذت ببرید، به ترتیب یا چرت بزنید یا به مسافرت بروید یا یک خبر خوب بشنوید یا به مرخصی بروید و یا ارث ببرید؛ امّا اگر می‏خواهید یک عمر از زندگی خود لذت ببرید، از کاری که می‏کنید، لذت ببرید و این، تنها در سایه برنامه‏ریزی میسر می‏گردد.


- انسان بی‏برنامه، اتومبیل بدون فرمانی است که بهترین صلاحش آن است که همواره خاموش بماند.


- برنامه، برج مراقبت زندگی است؛ برنامه، گذرنامه زندگی است و انسان بی‏برنامه، انسان بی‏کارنامه است؛ خوابش با وحشت است و بیداری‏اش با مشقت.


- در برنامه‏ریزی، الزاماً و همه جا، کوتاه‏ترین راه، بهترین راه نیست؛ ساده‏ترین راه بهترین راه نیست و آسان‏ترین راه نیز بهترین راه نیست.


- مردم اغلب از نبود وقت، شکایت می‏کنند؛ در حالی که مشکل اصلی آن‌ها بی‏هدفی است.


- اگر ندانی به کجا می‏روی، چگونه می‏توانی انتظار داشته باشی که به آن جا برسی؟ اگر این گونه باشی، در معرض خطر آنی که هر اتوبوسی تو را با خود ببرد.


- برای هر حرکتی، نیازمند شناختی.


- یک فرد عادی، ولی با هدف، می‏تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد؛ ولی یک فرد بی‏هدف، همواره یک فرد عادی باقی خواهد ماند.


- تقصیر را به گردن دیگران نیندازید و مسؤولیت کامل هر بخش از زندگی‏تان را شخصاً به عهده بگیرید.


- به جای آن که بر تاریکی لعنت بفرستی، شمعی روشن کن.


- دیگران به کرده‏های شما بیش‌تر توجه دارند تا به گفته‏های شما.


- بد نگوییم، بد نشنویم، بد نبینیم و بالاخره بد نیندیشیم.


- بهبود دائمی شخصیت و رفتار خود را وجهه همت خویش قرار دهید.


- گاهی به خوب، «نه» بگویید تا خوب‏ترین، نصیب شما شود.


- دو آزمندند که سیر نشوند؛ آن کس که علم آموزد و آن کس که مال اندوزد.


- انسانی که به داشتن و انباشتن، دلخوش شود، از یافتن دور می‏شود.


- درک یک مشکل، همیشه مساوی با حل آن نیست؛ ولی تا مشکل را خوب درک نکنی، هرگز راه حلی برای آن نخواهی یافت. در فرصت محدود عمر، از وجود خود دریایی بسازید که از جویبار حقیری که به چاله‏ای می‏ریزد، مرواریدی صید نخواهد شد.


- مهم این نیست که در زندگی شما چه اتفاقی می‏افتد؛ مهم آن است که شما چگونه با آن مواجه می‏شوید. آری، این نه شرایط و اوضاع، بلکه واکنش شما نسبت به آن‌هاست که در نهایت، موفقیت یا شکست شما را رقم می‏زند.


- من از بسیاری از مردم موفق‏ترم؛ اما همواره می‏توانم از این که هستم نیز موفق‏تر باشم.

تبیان یزد




[ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ] [ 06:13 ق.ظ ] [ ]
11راهكار برای عبور از گذرگاه گناه

 


سؤال: در حال حاضر مشكل بسیاری از جوانان، مشكلات جنسی است مخصوصا در جوانان 18 سال به بالا و بعضا متاسفانه امكان ازدواج برای آنان فراهم نیست، راه حل آن چیست؟
جواب:
برای كسی كه به بلوغ جنسی رسیده و امكان ازدواج نداشته باشد چند راه كار وجود داردكه خودرا در فضای گناه قرار ندهد.

1. حتی المقدور با توجه به وضعیت جسمانی خود، هفته‌ای دو روز (دوشنبه و پنج‌شنبه) روزه بگیرد، اگر برای او سخت است ماهی سه روز (پنج شنبه اول،آخر ماه و چهارشنبه وسط ماه) را روزه بگیرد كه فقهاء بزرگوار در رساله‌های عملیه خود به آن توصیه فرموده‌اند. در هر حال پرخوری نكند، قبل از سیرشدن از طعام دست بكشد و تا گرسنه نشود غذا تناول نكند.

2. از خوردن غذای معطر، متنوع، آجیل خوری و... پرهیز كند.

3. لباس چسبان نپوشد و هرگز لخت وعریان نشود، حتی در حمام كه كراهت دارد.(یعنی عورت در حمام پوشیده باشدبهتر است).

4. از دیدن عكس‌های مبتذل و غیر محارم و به ویژه جنس مخالف پرهیز كند.

5. از گفتن و یا شنیدن جك و فكاهی‌های جنسی حذر كند.

6. با افراد غیر مجرد و یا مجردی كه در این زمینه صحبت می‌كند نشست و برخاست نكند.

7. از اختلاط با زنان و یا مجالسی كه مرد و زن بی موالات هستند اجتناب كند.

8. هرگز بیكار نباشد و به اشتغال بپردازد. "إِنَّ اللهَ یبغِضُ الشّابّ ُ الفارِغ " خداوند از جوان بی‌كار به غضب می‌آید.

9. به ورزش‌هایی كه موجب عرق‌ریزی می‌شود بپردازد، مانند: كوه‌نوردی، دومیدانی، بسكتبال و...

10. در مجالس توسل و توجه به اهل بیت علیهم السلام شركت كرده و به زیارت حرم‌های شریف ایشان برود.

11. با توجه بیشتر و مراقبه، نماز اول وقت اقامه كند.

تبیان یزد




[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ ]
مثبت اندیش باشید !!!!!

شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید. آیا هیچ‌وقت به این موضوع فکر کرده‌اید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آن‌ها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. به‌جای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آن‌گاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است.

آینده را تصاویر ذهنی انسان می‌سازد
وقتی به چیزی فکر می‌کنید، در واقع برایش کارت دعوت می‌فرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدت‌ها از او بی‌خبر بوده‌اید فکر کنید و او ناگهان پس از سال‌ها، به شما تلفن بزند؟ آیا می‌دانید این اتفاق چگونه رخ می‌دهد؟ فکر شما امواجی تولید می‌کند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما می‌شود و او با شما تماس می‌گیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق می‌کند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر می‌گیرید و به آن فکر می‌کنید امکان وقوع آن را به طرز چشم‌گیری قطعی می‌کنید.

تصاویر ذهنی شما، به‌سوی شما باز می‌گردند.
زندگی مانند آینه‌ای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس می‌کند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت، دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین می‌بینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینه‌جو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.
 
همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید
امیدوار باشید ( امید، همان ایمان است ) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن شماست و ناامیدی بدترین جنبه آن است. هنگامی‌که از رویدادی ناامید می‌شوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند می‌بندید، در حالی‌که وقتی به آینده امیدوارید و دعا می‌کنید، رحمت خداوند را به‌سوی خود می‌کشید.

اگر می‌خواهید در این آینه کروی، آنچه به‌سویتان می‌آید زیبا و شادی بخش باشد، همان‌طور بیندیشید 
اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بدبختی و اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترین‌ها را داشته باشید و ذهن خود را مملو از تصاویر و اتفاقات مثبت و زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد.

ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است
امید جاده‌ای است روشن که به مقصود نهایی، منتهی می‌شود.
دربارهٔ آینده صحبت کنید. سعی کنید در استفاده از کلمات، آنهائی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالب‌های فکری نادرست کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن گفتن از قدرت نفوذ کلام خود، نهایت بهره را ببرید. با کلمات امیدوار کننده، در خود شور و شوق ایجاد کنید. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کرده‌اید که معروف به منفی‌بافی هستند؟ آیا هرگز دقت کرده‌اید که همین افراد تا چه میزان ( نسبت به دیگران ) بیشتر دچار بد شانسی و بد بیاری می‌شوند؟ فکر می‌کنید علت چیست؟ مسلماً علت این امر، منفی‌بافی درونی خود آنهاست. در گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتند می‌گفتند: نفوس بد نزنید یا نفوس خوب بزنید. این اصطلاح نیر دقیقاً به همین اصل باز می‌گردد که شما با کلام خود می‌توانید روند حوادث را تغییر دهید.
تبیان یزد



[ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 10:06 ق.ظ ] [ ]

خیلی وقت‏ها به دنبال این هستیم كه اوقات متفاوتی را تجربه كنیم، اما دقت نمی‏كنیم كه گاهی ساده‏ترین كارها، متفاوت‏ترین لحظه‏ها را پدید می‏آورند.


1- هر روز ده تا سی دقیقه پیاده‌روی کرده و لبخند بر لب داشته باشید، زیرا که لبخند بهترین داروی ضد افسردگی است.

2- هر روز ده دقیقه در سکوت بنشینید.

3- شب‌ها زودتر بخوابید و هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شوید جمله زیر را کامل کنید: امروز هدف من این است که...

4- همواره با سه عامل زیر زندگی کنید: انرژی، شوق و ذوق و همدلی.

5- نسبت به سال گذشته فیلم‌های خوب بیشتری تماشا کنید، بازی‌های بیشتری انجام دهید و کتاب‌های بیشتری مطالعه کنید.

6- فرصت بیشتری برای دعا کردن، با خدا رازونیاز کردن، عبادت، تفکر عمیق و فعالیت‌هایی از این قبیل اختصاص دهید، زیرا این‌گونه فعالیت‌ها انرژی لازم برای زندگی پرکار را به شما می‌رسانند.

7- اوقات بیشتری را با افراد بالای هفتاد سال و کمتر از شش سال بگذرانید.

8- بیشتر از غذاهای درختی و گیاهی و کمتر از غذاهایی که به ‌طور مصنوعی تولید می‌شوند، استفاده کنید.

9- بیشتر چای سبز و آب بنوشید. تمشک، ماهی، سبزیجات، بادام و گردو بیشتر مصرف کنید.

10- سعی کنید در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانید.

11- خانه، ماشین و میزتان را تمیز کنید و اجازه دهید انرژی تازه در زندگی شما جریان یابد.

12- وقت با ارزشتان را با غیبت کردن از مواردی که گذشته، افکار منفی یا چیزهایی که در کنترل ‌شما نیستند هدر ندهید، درعوض انرژی خود را در لحظه مثبت فعلی سرمایه‌گذاری کنید.

هر روز ده تا سی دقیقه پیاده‌روی كنید و لبخند بر لب داشته باشید، زیرا که لبخند بهترین داروی ضد افسردگی است. سعی کنید در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانید.

13- توجه داشته باشید که زندگی مدرسه است و شما برای یادگیری این جا هستید. مسائل بخشی‌از برنامه درسی هستند که ظاهر می‏شوند و به آرامی کنار می‌روند. مانند مسائل یک کلاس درس‌ریاضی که می‌آیند و می‌روند، اما درس‌هایی که شما می‌آموزید برای یک عمر باقی می‌مانند.

14- صبحانه را شاهانه، ناهار را مانند شاهزاده و شام را مانند دانشجویی که پول چندانی برایش ‌باقی نمانده میل کنید.

15- بیشتر بخندید و لبخند بزنید که این‌ها انرژی‌های منفی را دور نگه می‌دارند.

16- زندگی عادلانه نیست، ولی هنوز خوب است. زندگی، کوتاه‌تر از آن است که صرف نفرت از دیگران شود.

17- خودتان را زیاد جدی نگیرید، چون دیگران هم نمی‌گیرند!

18- شما مجبور نیستید در هر بحثی برنده باشید، موافقت کنید که با شما موافق نباشند.

19- با گذشته خود صلح کنید تا زمان حالتان را بهتر بگذرانید.

20- زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید. مطمئن باشید شما از زندگی آن‌ها تصور درستی ندارید.

21- با پدر، مادر و نزدیکان خود در تماس باشید.

22- امروز همان روز خاص است. هیچکس مسوول شادی شما نیست، جز خود شما.

23- هر مشکلی را با این کلمات که آیا پس از پنج سال این واقعه مهم خواهد بود؟ تجزیه و تحلیل کنید.

24- هر کس و هر چیز را ببخشید. آنچه دیگران درباره شما فکر می‏کنند به شما مربوط نمی‌شود.

25 - زمان تقریباً همه‌چیز را شفا می‌دهد، به زمان فرصت بدهید.

26 - هر موقعیتی چه خوب و چه بد می‌گذرد.

27- شغل شما به هنگام بیماری از شما مراقبت نمی‌کند، دوستانتان از شما مراقبت می‌کنند. پس با دوستانتان در ارتباط باشید.

28- خود را از قید و بند چیزهای بدون استفاده، زشت و غم افزا رها کنید.

29- حسرت خوردن، هدر دادن وقت است. شما آنچه را که مورد نیازتان است در اختیار دارید.

30- بهترین چیزها هنوز در راهند. پس منتظر باشید.

31- هر شب قبل از خواب جملات زیر را کامل کنید: خدا را به خاطر...شکر می‌کنم. امروز به این هدف خود رسیدم که...

32 - به خاطر داشته باشید که شما با ارزش‌تر از آن هستید که تحت فشارهای روانی باشید. از زندگی لذت ببرید و در نظر داشته باشید که این‌جا سرزمین شادی‌های کودکانه نیست که بازی‌ها را سریع انجام داده و بیرون روید.

برگرفته از سایت تبیان 




[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ ]

مردان خدا پرده ی پندار دریدند     

                                           یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند    

                                           هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد    

                                           یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی     

                                           بس دانه فشاندند و بسی دام کشیدند

همّت طلب از باطن پیران سحرخیز    

                                           زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی    

                                           کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق درآیند به بازار حقیقت   

                                           ترسم نفروشند متاعی که خریدند

                                                                              "فروغی بسطامی"




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 10:18 ق.ظ ] [ ]

صلی الله علیک یا مولاتنا یا فاطمة الزهراء

شهادت بانوی عصمت و شرافت بر عاشقان حضرتش تسلیت باد.

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است ماه عزای فاطمه روح مُحرم است

خون گریه كن ز غم،كه عقیق یمن شوی رخصت دهد خدا كه تو هم سینه زن شوی

***

فاطمیه که فرا می رسد دوباره «محرم» با تمام لحظه های داغدارش زنده می شود و در هر روز غربت خاموشی یک ستاره تکرار می شود.

فاطمیه که از راه می رسد، خورشید دوباره راوی عطش و خون می شود و آسمان از سوز دل آل محمد حکایت می کند.

فاطمیه که از راه می رسد، قصه غریب گداختن میخ و آتش و سوختن خیمه ها و داغ زینب تکرار می شود.

فاطمیه که از راه می رسد، تمام غربت عالم را با خود می آورد.

آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود

***

فاطمیه سینهچاك دردهاست شاهد نامردى نامردهاست

فاطمیه آتشافروز دل است احتجاجش یك كتاب كامل است

***

حضرت زهرا سلام الله علیها:

شیعیان ما و دوستدارانِ دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما و نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند، بهترین افراد بهشتیان خواهند بود. (بحارالانوار، 68/155)

یادش بخیر مادرم از کودکی مرا می برد تکیه، تکیه که نذر شما کند

یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها می برد با حسین شما آشنا کند

***

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمه ایم

بانو! هنوز زمین نیازمندت بود. هنوز گرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند و تو افطار فقیرانه خود و خانواده‌ات را انفاق کنی و با لب‌های روزه‌دار، از خداوند بشنوی که: «وَ یُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً». زهرا همان کسی است که بیت محقرش طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش .

بانو! هنوز بوی در نیم‏سوخته را از کوچه‏های تنگ مدینه می‏شنویم؛ از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ.

خدا گواست که از بیم آه فاطمه بود

اگر ز بازوی مولا طناب وا کردند

چه اتفاق عظیمی به پشت در رخ داد

چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند...

***

حضرت زهرا سلام الله علیها:

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر. (تفسیر الامام العسكرى علیه السلام ، ص 320)

من نمی‌گویم چه شد گویند در چشم علی سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود

***

حس می كنم كه باز زمین خورده مادرم

دیدم كه چادرش دو سه جایش رفو شده

بانو! این شعله های عشق توست که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند.

من اشک های تو را بر کوبه های کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.

خط تو را که بر پوست هر ستاره، غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم.

من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم....

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر

دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد : دوش می آمد و رخساره ... نگویم بهتر!

***

حضرت زهرا سلام الله علیها:

به خدا سوگند، اگر حقّ (خلافت و امامت) را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى كرده بودند، حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند. (الامامة والتبصرة،ص 1؛ بحارالانوار، 36/352)

گر على تنها شود پهلو شكستن جایز است بهر حفظ جان حیدر بى مهابا سوختم

***

بانوی خــــــــــانه بار و بساط سفر مبند

با رفتنت دوباره دو دست مـــــرا مبند

می‏اندیشم به لحظه‏ای که علی، در ظلمات تاریک‏ترین شبِ بی‏مهتاب، پنهان، پیکر تو را از شهر می‏کوچاند.

بیش از این نمی‏گویم که داغِ دلِ مولا، خود، حدیث سوزانِ دیگری است.

آه از غربت بی‌انتهای علی، آه که چقدر علی مظلوم و تنها مانده است...

نیمه شب تابوت را برداشتند بار غم بر شانه‌ها بگذاشتند

ظاهراً تشییع یک پیکر ولی باطناً تشییع زهرا و علی

***

حضرت زهرا سلام الله علیها ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت :

مرا پس از مرگم فراموش نكنى، و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیائى.(كوكب الدّرى،1/253)

سلام ما به غسل و کفن و تشییع شبت مادر سلام ما به اشک بی‌صدای زینبت مادر

با رفتنش تمامی غم ها به من رسید

درد دو ماه فاطمه یکجا به من رسید

اول قرار بود که باهم سفر کنیم

رفتن به او رسید و تمنا به من رسید

تو را پنهان از چشم‌های بخیل روزگار به خاک سپردم تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت، دل‌های گنه‌کارشان را به آتش بکشد.

تو را که ناموس حق بوده‌اى، دور از دست‌ها و چشم‌های نامحرم زمین دفن کردم.

بگذار همه تا ابد بدانند دختر معصوم رسول خدا چنان از امت خویش در ستم بود که نخواست هیچ‌کس نشان مزارش را بداند.

بگذار این بی‌نشانى، به نشانه اعتراضی ابدی در دل تاریخ جاودانه شود.

خدا گواست که زهرا شهیده رفت به خاک اگر چه نیست گروهی هنوز باورشان

امروز، اگرچه قرن‏ها از غروب آفتاب عفاف و ایمان گذشته است، امّا هنوز دل هزاران عاشق، در سوگ مادر، داغدارند و چشم‏ها، در جست‏وجوی مزار پنهان اوست، تا شاید دوباره نشان عشق علی علیه‏السلام را دریابند و دل دردناک خود را تسکین دهند.

یا صاحب الزمان!

چرا مادرتان رو به قبله است...؟!!

موکول می کنم گله هجر را به روز بعد امروز حال مادرتان روبراه نیست

لعن الله ظالمیک یا فاطمة الزهراء الی یوم القیمة

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان برگرفته از

 




[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ ]

یاد خدا و خودسازى

«فاذکرونى اذکرکم؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشمبقره/152

خدا را فراموش مکن! به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد. اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایى مى‌یابد و اگر در کارى مانده است خداوند نمى‌گذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقى گیر کرد، خدایى که داراى اسماء حسنى است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود.

براى آرامش قلب، دست را روى سینه بگذار و سه ؟ چهار بار نشسته و ایستاده این آیه را بخوان:   ‌

«الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر اللّه؛ ألا بذکر اللّه تطمئن القلوب»  ‌رعد/28؛ (کسانى‌که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام مى‌گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش مى‌یابد. )  ‌

وقتى قرآن مى‌خوانید، توجه داشته باشید که «کلام اللّه» است.   ‌

بشر باید عاطفه داشته باشد کسى که عاطفه ندارد، یعنى با قرآن دوست نیست!

«ما کارى مهم‌تر از خودسازى نداریم.»  

بزرگ‌ترین (و سخت‌ترین )ریاضت‌ها، همین دین‌دارى است. در روایتى از حضرت امیر علیه‌السلام هست که مى‌فرمایند: «الشریعة ریاضة النفس»، آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگى نفس مى‌آورد.

ما بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کارى که در عالم داریم و هیچ کارى از اطوار و شئون زندگى ما مهم‌تر از آن نیست، این‌است که «خودمان را درست بسازیم.»   ‌

تخم سعادت، مراقبت است. مراقبت یعنى کشیک نفس کشیدن. یعنى حریم دل را پاسبانى کردن. یعنى سر را از تصرفات شیطانى حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآنى ، این نهال سعادت را پروراند.

«از خود بطلب هر آنچه خواهى

ما سرانجام هرچه را در «خارج» مى‌جستیم، در «درون» یافتیم.

بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست

از خود بطلب هرآنچه خواهى، که تویى

«آقا (!خطاب به علامه حسن‌زاده آملى) دعاى سحر حضرت امام باقر علیه‌السلام را فراموش نکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نیست.

اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین‌تر است

در شب و روز زمانى را براى حسابرسى خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته.

هر شب پیش از خواب، اگر توانستید سور مسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن )را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر را بخوانید. «بحارالانوار را زیاد مطالعه کنید و از روایت‌هاى آن ساده نگذرید

اهل محاسبه باشید، همان‌طور که یک بازرگان، یک کاسب، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب مى‌کند، شما ببینید در شبانه‌روزى که بر شما گذشته، چه چیزى اندوخته‌اید؟ چه گفته‌اید؟

یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستى‌ها استغفار کنید، و سعى کنید تکرار نشود، و براى آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود، خدا را شاکر باشید، تا به‌تدریج براى شما تخلق به اخلاق ربوبى ملکه بشود.

اگر یک کاه بردارى، در همه عالم (هستى) اثر مى‌گذارد (!پس گناه کردن چه اثرى بر هستى مى‌گذارد؟)

زیارت اهل قبور (به‌ویژه در شب‌هاى جمعه )را فراموش نکنید.

رفتن به قبرستان در سازندگى انسان مؤثر است.

ما ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم.

«انما تنتقلون من دار الى دار» انسان از بین‌رفتنى نیست، باقى و برقرار است، منتها به یک معنى لباس عوض مى‌کند و به یک معنى، جا عوض مى‌کند.

در ره منزل لیلى که خطرهاست در آن   ‌

شرط اول قدم آن است که مجنون باشى   ‌

نقطه عشق نمودم به تو هان! سهل مکن   ‌

ورنه تا بنگرى از دایره بیرون باشى   ‌

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش   ‌

کِى روى؟ ره ز که پرسى؟ چه کنى؟ چون باشى؟

بر گرفته از سایت تبیان




[ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ ]

 لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
(تحف العقول ، ص 251)

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد
(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
(الدره الباهره ، ص24)

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .
(بحارالانوار،ج78،ص120)

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس . 
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.
(بحارالانوار،ج78،ص126)

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند
(بحار الانوار،ج75،ص128)

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
(بحارالانوار،ج78،ص119)

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
(بحارالانوار،ج78،ص119)

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد
(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
(بحار الانوار، ج 44، ص 192 )

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .  
عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .
(بحار الانوار، ج 78، ص 127 )

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.
( بحار الانوار، ج 78، ص120 )

مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی(بحارالانوار، ج78، ص 122)

مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی(بحارالانوار، ج78، ص 122)

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.
(تحف العقول ، ص 245)

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر که خدا را، آن‌گونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کندی
(بحار الأنوار، ج 71، ص 183)

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش ‌کند.
(کشف ‌الغمّة، ج2، ص239 )

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما، دل‏هایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است.
(بحارالأنوار، ج 68، ص 156 )

مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ

هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود وسائل ‏الشیعة ج 10 ، ص 490

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید
بحار الأنوار، ج 74، ص 205

یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏گیرد
إثباة الهداة ، ج 7 ، ص 138




[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 12:30 ب.ظ ] [ ]
نظرات

ساده ترین راه کنترل چشم و زبان


زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد.


حضرت على(علیه السلام) مى فرمایند: «اعْجَبُوا لِهذَ الإنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْم، وَیَتَکلَّمُ بِلَحْم، وَیَسْمَعُ بِعَظْم، وَیَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم؛ تعجّب کنید از این انسان که با یک قطعه «پى» مى بیند، و با قطعه «گوشتى» سخن مى گوید، و با «استخوانى» مى شنود و از «شکافى» نَفس مى کشد.(یعنى این کارهاى بزرگ و حیاتى را با این وسائل کوچک انجام مى دهد)».(1)

در واقع این حدیث یکى از درس هاى بزرگ توحید و خداشناسى است و تعبیرات بسیار عالى و رسا و جمله ها حساب شده است. چند موضوع است که در انسان مهم است یکى چشم است که مهمترین وسیله ارتباطى انسان با جهان خارج است معلوماتى که از طریق چشم به دست مى آوریم از همه معلومات دیگر بیشتر است.

وسیله دیگر گوش است که معمولاً علوم نقلى از طریق آن به انسان منتقل مى شود. سوّمین وسیله زبان است که وسیله تعلیم و تعلّم و انتقال علوم از نسلى به نسل دیگر است، که اگر زبان نبود تمدن امروزى به وجود نمى آمد.

چهارمین وسیله که باعث بقاى انسان است، تنفس است که اگر دو دقیقه نفس کشیدن انسان قطع شود، مرگش حتمى است چون مقاومت سلول هاى مغز انسان در مقابل کمبود اکسیژن، از تمام سلول هاى دیگر بدن کمتر است و حدّاکثر مقاومتش دو دقیقه است، انسان مقاومتش در برابر غذا زیاد است تا جایى که بعضى تا پنجاه روز بدون غذا مقاومت کردند، و در مقابل کمبود آب هم مى شود چند روز مقاومت کرد، اما در مقابل کمبود هوا، مقاومت بسیار اندک است. امام على(علیه السلام) مى فرماید ببینید خداوند چه قدرت نمایى کرده و این چهار دستگاه و ابزار مهم را با مصالح ارزان و کم اهمیّت ساخته است .

از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد.

گوش از نظر شکل و دستگاه قیمتى ندارد فقط چند تکّه استخوان است اما از نظر شنوایى و بهره بردارى از آن بسیار ارزشمند است.

خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: اى فرزند آدم، اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند

زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد. یکى از کارهاى مهمّ زبان، تکلّم است که با فصاحت و بلاغت سخن مى گوید و باعث تعجّب انسان مى شود، علاوه بر اینکه کمک مؤثّرى به بلع غذا مى کند، در جویدن نیز نقش مهمّى دارد، مرتباً لقمه غذا را به زیر دندان ها هل مى دهد و بعد از خوردن غذا و فضاى دهن و دندان ها را تمیز مى کند، و در کنار زبان، خداوند «لب ها» را هم در اختیار ما قرار داد که نقش مؤثّرى در تکلّم دارند چون بسیارى از مقاطع حروف بوسیله لب ها ادا مى شود و حتى لب ها کمک زیادى به جویدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشیدن آب مى کند در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم:

«إنَّ اللهَ تعالى یقولُ: یابْنَ آدَمَ إنْ نَازَعَکَ لِسَانُکَ فیما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ فَقَدْ أعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَتَیْنِ، فأطْبِقْ، وإنْ نازَعَکَ بَصَرُکَ إلى بَعْضِ ما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ فَقَدْ أعَنْتُکَ عَلَیْهِ بَطَبَقَتَیْنِ، فَأَطْبِقْ ؛ خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: اى فرزند آدم، اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند».(2)

چشم را معمولاً به یک دستگاه دوربین عکّاسى تشبیه مى کنند که فوق العاده ظریف و دقیق است و در شبانه روز ممکن است هزاران هزار عکس از صحنه هاى مختلف بردارد، امّا از جهات زیادى قابل مقایسه با پیشرفته ترین دستگاه هاى عکس بردارى و فیلم بردارى نیست چون در این دستگاه مردمک چشم که همان دریچه تنظیم نور است به طور خودکار در برابر نور تغییر شکل داده و در مقابل نور قوى تنگ تر و در مقابل نور ضعیف گشادتر مى شود. عدسى چشم دائماً تغییر شکل مى دهد گاهى قطر آن 5/1 میلیمتر است و گاه تا 8 میلیمتر مى رسد و این کار بوسیله عضلاتى که اطراف عدسى قرار گرفته اند، انجام مى شود.

از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد

دستگاه عکاسى چشم در تمام طول عمر در چهار جهت مختلف حرکت مى کند و عکس مى گیرد. چشم هاى انسان این قدر حافظه اش قوى و گسترده است که نیازى به عوض کردن فیلم ها ندارد.(بر خلاف دستگاه هاى عکس بردارى امروزى)

سطح چشم باید دائماً مرطوب باشد و این رطوبت دائمى از غدّه هاى اشک تأمین مى شود، که از یک سو وارد چشم شده و از رگ هاى بسیار باریکى که در گوشه چشمان قرار دارد بیرون مى رود و به بینى ها منتقل مى شود و بینى را نیز مرطوب مى کند. اگر غده هاى اشک خشک شود چشم به خطر مى افتد و حرکت پلک ها غیر ممکن مى شود، و اگر بیش از حد فعّالیّت کند، دائماً اشک به صورت جارى مى شود. یا اگر راه باریک فاضل آب چشم بسته شد باید دائماً آب هاى زیادى را از صورت خشک کنیم.

اگر انسان مقدارى در این عجایب خلقت دقت کند پى به عظمت آفریننده آن مى برد و ناخودآگاه سر تعظیم در مقابلش فرود خواهد آورد.

پی نوشت ها :

1. نهج البلاغه، حکمت 8.

2. نورالثقلین، ج 5، ص 581.

بخش نهج البلاغه تبیان




[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ ]

راه شکست آسان شیطان

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«صافوا الشیطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم‏» " 1

راه تشخیص شكست و پیروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.

اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهى تحریك كرد و او انجام داد و به جایى كه نباید نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نباید بگیرد، گرفت‏ یا سخنى را كه نباید بگوید، گفت و با این كه مى‏داند این كار، گناه است‏با او موافقت كرد و خواسته‏هاى او را برآورد، زمینه پیشروى او و شكست ‏خود را فراهم كرده‏است. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پایى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروى شیطان است، چنانكه لحظه‏اى كه دارد مقاومت مى‏كند، لحظه عقب نشینى شیطان و اسیر كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مى‏كند لحظه پیروزى او و شكست‏شیطان است.

شیطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نیست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد:

«ان كید الشیطان كان ضعیفا» " 2

كید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معینى ندارد; زیرا تعبیر «كان‏» در این آیه، دلالت‏بر استمرار مى‏كند. از اول هم شیطان در برابر عقل و وحى الهى ضعیف بود. بنابراین، اگر كسى در جنگ با شیطان شكست‏بخورد، در حقیقت در جنگ با دشمنى ضعیف شكست‏خورده و باید خیلى ضعیف النفس باشد تا دشمنى ضعیف او را شكست دهد.

حال اگر دشمن، ضعیف است چرا به این نبرد، جهاد اكبر گفته‏اند؟

پاسخ این است كه چون میدان جهاد با شیطان و ابزار اغواى او، یعنى هواى نفس بسیار وسیع است و غنیمت ‏یا غرامتى كه در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان مى‏شود بسیار مهم است. هر جنگى در جهان طبیعت رخ دهد هم غنیمتهایش محدود است و هم غرامتهایش، ولى غنیمتهاى جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامتهایش نیز جبران‏ناپذیر است; زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ مى‏كند یا آنها را از دست مى‏دهد، از این جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ، بزرگى نیست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكیه كرده و به ركن وثیق عنایت الهى وابسته شده شكست نمى‏خورد.

مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او

از این رو امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید.

او براى این كه كسى را فریب داده بگوید، قیامت و پیغمبرى نیست; بلكه محدوده هستى همین طبیعت است، مغالطه‏هاى وهمى را ردیف مى‏كند! و شما در جبهه فكرى در برابر مغالطه‏هاى وهمى او خود را به براهین عقلى مسلح كنید، تا با آن از مغالطه‏هاى وهمى شیطان برهید و این، كارى فكرى است.

در جبهه دوم، شما را از بسیارى از امور مى‏ترساند. شما هم در مقابل بگویید من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه باید بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مى‏ترسم نه از غیر او، چنانكه ذات اقدس اله مى‏فرماید:

«الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله‏» " 3

مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او.

در جبهه سوم، شیطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فریب دهد، این شخص مى‏گوید من فقط به رزق الهى امیدوارم; نه این كه بر زرق و برق شیطانى تكیه كنم. بنابراین، جاهل و نیز عالم غیر مهذب، زود فریب مى‏خورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصیل كرده باشند:

«لا یزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف‏» " 4

شایان ذكر است كه گر چه كید زنان در قرآن كریم به وصف بزرگى موصوف شد:

«...ان كیدكن عظیم‏» " 5

لیكن هر عظیمى در قیاس با عنایت پروردگار بزرگ، حقیر و زبون است از این رو هم كید شیطان جنى و هم كید شیطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعیف و اندك است.

امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ ]

چهل حدیث

قالَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام):

1 سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.
2- پاداش نیكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى
«أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.»:
پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است.
3- نظافت
«مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ.»:
از اخلاق پیامبران، نظافت و پاكیزگى است.
4- امین و امیننما
«لَمْ یَخُنْكَ الاَْمینُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ.»:
امین به تو خیانت نكرده [و نمىكند] و لیكن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.
5- مقام برادر بزرگتر
«أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ.»:
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6- دوست و دشمن هر كس
«صَدیقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ.»:
دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.
7- نام بردن با احترام
«إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه.»:
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
8- بدى قیل و قال
«إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ.»:
به درستى كه خداوند، داد و فریاد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.
9- ویژگیهاى دهگانه عاقل
«لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَكْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ كَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى.»:
عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است.
10- نشانه سِفله
«سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ.»:
از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله كیست؟فرمود: آن كه چیزى دارد كه از [یاد] خدا بازش دارد.

ادامه مطلب

[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ ]

راز کم توفیقی شب زنده داری

اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى‏ كردیم.

به نام خدا

بسیاری از اوقات ممکن است ما علاقه بسیاری به امور معنوی و به دست آوردن رضای الهی داشته باشیم، به خاطر توفیق نداشتن یا کم توفیقی در بهره مندی از فضائل و اعمال صالح حسرت بخوریم؛ اما غافل از این که نسبت به اوقات توفیق و کارهیی که می توانسته ایم انجام دهیم، کوتاهی کرده ایم. 

نمونه روشن آن نماز شب است که واقعا نسبت به برکات عظیم آن شکی نداریم، دلمان هم می خواهد که نسبت به آن بسیار بهره مند باشیم، اما راز کم  توفیقی نسبت به نماز شب عارفانه چیست؟ 

بندگى روز، راه توفیق بیدارى شب 

مرحوم «آیت الله بهجت» می فرماید:

«ما براى اوقات خواب خود افسوس مى ‏خوریم كه چرا براى نماز شب بیدار نمى ‏شویم.

در صورتى كه اوقات بیدارى را به غفلت مى ‏گذرانیم!

زیرا اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله‏ ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى‏ كردیم.» (1) 

هوی و هوس، مانع نماز شب 

شخص محترمی از «آیت الله بهاء الدینی» پرسید:

«نمی دانم چرا شب بیدار می شوم اما در رختخواب و بستر بیدارم و نمی توانم بلند شوم برای تهجد و نماز شب؟»

آقا همانطور که سرش پایین بود و به زمین نگاه می کرد با ناراحتی فرمود:

«هواها و هوسها غل و زنجیرمان کرده است

آن فرد محترم از این گفته گریست. (2)

چاره‏اى جز کاستن از لذتهاى مادى و جسمانى نیست 

استاد شهید «آیت الله مطهری»، درک لذتهای معنوی همچون نماز شب عارفانه را منوط به این می داند که از لذّات مادی بکاهیم:

«اگر ما خودمان را غرق در لذات مادى دنیا كنیم، مثلا سرشب بنشینیم دور هم و شروع كنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نكنیم كه حرام است، صرفاً شوخیهاى مباح بكنیم، و بعد سفره را پهن كنیم و آنقدر بخوریم كه به قول طلبه‏ها حتّى‏ اذا بَلَغَ الْعِمامَةَ به عمامه برسد، نفس كشیدن برایمان دشوار شود، 

 فكر و مزاج خودمان را خسته كنیم و بعد مثل یك مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا مى‏كنیم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان‏ یارب یارب‏ بگوییم؟ اساساً بیدار نمى‏شویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستى كه چند جام شراب خورده است تلوتلو مى‏خوریم.

پس اگر انسان بخواهد لذتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درك كند، چاره‏اى ندارد جز اینكه از لذتهاى مادى و جسمانى كسر كند.... 

[شخصی که] سر سفره شام بنشیند و در حالى كه ظهر غذاهاى سنگین، انواع گوشتها، روغنهاى حیوانى و نباتى، انواع شیرینیها و انواع محرّك اشتهاها خورده است، تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهایش تحریك بشود. این روح خود به خود مى‏میرد. این آدم نمى‏تواند در نیمه‏هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى‏تواند از عبادت لذت ببرد. 

لهذا كسانى كه چنین توفیقاتى داشته‏اند- و ما چنین اشخاصى را دیده‏ایم- به لذتهاى مادى‏اى كه ما دل بسته‏ایم هیچ اعتنا ندارند.» (3)


ادامه مطلب

[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
ابزار وبلاگنویسان

فروش بک لینکطراحی سایتعکس