تبلیغات |
بیایید آسمانی شویم ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
| ||||||||||||||||||
بال پرواز![]()
سایه نشینان ابر (اهل زمین) اند. آنان که پاى بر خاک دارند و فراتر از خاک را تجربه نکرده اند، همانهایند که تا ابر هست از دیدار خورشید محرومند، تا ابر هست از تابش مستقیم آفتاب محرومند. (1)امّا آنها که بالى یا مجالى براى پرواز دارند، اگر خود پرواز کنند یا بر بال پرنده اى نشسته، دل از خاک برکنده و چند صدمترى فراتر از خاک را مشاهده کنند، به آسانى خود را در معرض نگاه مستقیم خورشید مى بینند و گرماى آفتاب را بر رگ و پوست خویش لمس مى نمایند. بلکه اگر اهل پرواز و دل برکندن از خاک هم نباشند، همینکه پایى براى صعود داشته باشند و از گستره عادىِ زندگىِ زمینى فراتر روند، چه بسا هنوز به قله کوه نرسیده، ابرها را زیرپاى خویش ببینند و جمال دلا راى خورشید را، بر بالاى سر خود نظاره کنند. منتظرانِ حضرت مهدى(علیه السلام)، آن خورشید همیشه فروزان منظومه هستى، چنین حالى دارند. تا آن زمان که دلبستگان به خورد و خواب و خانه و خلوتِ خویشند از دیدار محرومند، اگر چه خود را از منتظران بدانند و براى رسیدن روزى آفتابى، در پى بر طرف شدن ابرهاى تیره غیبت، لحظه شمارى کنند. امّا آنگاه که پاى در راه خویشتن سازى و دیگرسازى مى نهند و صخره هاى سخت حوادث و ابتلاءات دوران غیبت را یکى پس از دیگرى در مى نوردند، دیرى نمى پاید که به قله اى آفتاب گرفته دست مى یابند و جلالت بی مثال خورشید عالم افروز زاده زهرا را به تماشا مى نشینند. لکن خوشا به حال آنان که عرفان و سوز و مجاهدت شان، بال پروازشان است و دنیاى حقیر و متاع قلیل، دل آسمانى شان را هرگز تسخیر نمى کند. راستى آنان در آن اوج فراتر از اینهمه ابرى که فضاى زندگى ما را پوشانده است، چه مى بینند؟! ----------------------------------------------------- (1) حضرت مهدى(علیه السلام) : (و امّا وَجهُ الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غَیَّبَها عَنِ الابصار السحاب.)(کمال الدین، ج 2، ص 458)(کیفیت بهرهورى از من در دوران غیبتم همچون بهره بردن از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان فرو پوشیده باشند.) برگرفته از بخش مهدویت تبیان بیانیه معاونت بین الملل سازمان بسیج مستضعفین در محکومیت قرآن سوزی کشیش آمریکایی یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ – سوره الصف آیه8 قرآن این راهنمای سعادت بشریت و کتاب هدایت برای تمام انسان ها بار دیگر شاهد تعرض و بی حرمتی عده ای انسان وحشی و جنایتکار بود تا این بار نیز قدرت منطق و راه خود و ضعف و ناتوانی و عجز مخالفان مغرض را به معرض نمایش همگان بگذارد . امروز دنیای اسلام در مصیبت تعرض بی خردانی قرار گرفته است که مانند دوران جاهلیت صدر اسلام تلاش دارند تا با برخورد هایی این چنین از گسترش و نفوذ روز افزون کلام خدا در قلب انسان ها جلوگیری کنند غافل از اینکه خدا از مکر آنان با خبر است و خود بهترین حافظ قرآن وکلام خویش است. اقدام جنایتکارانه به اصطلاح کشیش آمریکایی آتشی را دوباره روشن کرد که شعله ها و زبانه های آن کاخ سفید و پایه های سست نظام ضد بشری و ضد فرهنگی لیبرالی را به نابودی نزدیک و نزدیکتر میکند این اقدانم گستاخانه که قطعا با برنامه ریزی و طراحی ذهن الکلی سیاستمداران آمریکایی و صهیونیستی و کمک رسانه های وابسته به آنان در پوشش گسترده آن صورت گرفته این سوال را در ذهن جاری می سازد که به راستی چرا این نوع دشمنی های جاهلی با قرآن و دین اسلام و به خصوص اسلام ناب محمدی(ص) صورت می پذیرد ؟ امروز دشمنان دین خدا از ژست طرفداری از حقوق بشر و آزادی بیان بیرون آمده و با تمام قوا سعی در تخریب چهره اسلام عزیز دارند . این روزها جهان پس از طی کردن تجربیات استفاده از مکاتب مادی و انسان ساخت بار دیگر سیر بازگشت به معنویت و پیروی ازفرامین الهی را در پیش گرفته و در این میان تعالیم حیات بخش و سعادت آفرین اسلام ناب محمدی(ص) با رشدی فزاینده مرزهای اعتقادی دنیا را یکی پس از دیگری فتح و مکاتب گوناگون را یکی پس از دیگری به زباله دان تاریخ می فرستد پس مایه تعجب نیست اگر عده ای که تمام منافع دنیای مادیشان به خطر افتاده با تمام توان در مقابل این حرکت و محور آن که قرآن است بایستند و با طراحی های گوناگون سعی در متوقف نمودن این مسیر داشته باشند که البته به فضل خداوند همانطور که تا کنون موفق نشده اند پس از این نیز حاصلی جز شکست و سرخوردگی نخواهند داشت. امروز حاکمیت آمریکا در اشغال صهیونیست هاست و این اقدام نیز قطعا با طراحی و هدف گذاری آنها توسط یک کشیش نما انجام می شود و البته در دنیای اسلام کسی آن را به پای پیروان حضرت عیسی (ع) نخواهد نوشت اما انتظار میرود بزرگان دین مسیحیت ضمن محکوم نمودن این جنایت اقدامی عملی جهت جلوگیری ازتکرار وقایع مشابه به عمل آورند و بر دولتهای اسلامی است تا ضمن تشکیل فوری جلسه سازمان همکاری اسلامی اقدام عملی در محکومیت این فاجعه انجام دهند. در پایان ضمن عرض تسلیت به محضر حضرت صاحب الزمان(عج) و نائب بر حق ایشان امام خامنه ای (مد ظله العالی) ضمن اعلام آمادگی بسیجیان جهت جانفشانی در راه قرآن و اسلام عزیز از سازمان ها ،تشکل ها ، مجامع اعم از اسلامی و غیر اسلامی و کلیه مسلمانان آزاده و پیرو قرآن می خواهیم با درک واقعیات این عمل ننگین و اعتراض با بصیرت به هر نحو ممکن خشم و نفرت خود را به مسببان این واقعه اعلام وآنها را به سزای اعمال ننگین خود برسانند چگونه درست تصمیم بگیریم؟
مقدمه تصمیمگیری، بخش مهمی از زندگی انسانها را تشکیل میدهد. همهی ما هر روزه تصمیمهایی میگیریم که بعضی از آنها ساده و کماهمیت بوده و ممکن است تأثیر زیادی روی زندگی ما نداشته باشند (مثل لباس پوشیدن یا غذا خوردن) و برخی نیز مانند انتخاب شغل، رشتهی تحصیلی یا همسر، بسیار مهم بوده و میتوانند تأثیرات فراوانی داشته باشند. فرایند تصمیمگیری در مقاطعی از زندگی بسیار تعیینکننده و سرنوشتساز میشود؛ بهطوری که فرد با انتخاب صحیح میتواند موفقیت بزرگی را برای خود به ارمغان آورد، و یا برعکس، با یک انتخاب نادرست، باعث بهوجود آمدن شرایط نامطلوبی برای خود و اطرافیانش گردد. از این روست که روانشناسان معتقدند تصمیمگیری، شاخص بسیار مهمی برای شناخت رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و روانی افراد به حساب میآید. تصمیمگیری درست و سنجیده موجب شادی و احساس موفقیت در فرد شده و سازگاری و اعتماد به نفس او را افزایش میدهد. رشد توانایی تصمیمگیری به افراد، آزادی بیشتری بخشیده و موجب کنترل بهتر آنان بر زندگیشان میگردد؛ لذا جا دارد به تصمیمگیری بهعنوان یک مهارت نگاه کنیم و در پی فراگیری و کسب آن برآییم. تصمیمگیری چیست؟ واژهی تصمیمگیری در لغت به معنی اراده کردن، قصد نمودن و در اصطلاح، قضاوت و انتخاب بین دو یا چند راه حل است. از نظر روانشناسان تصمیمگیری عبارت است از: فرآیند ارزشیابی گزینهها و راههای موجود، و همچنین بررسی و پیشبینی عواقب آن برای رسیدن به هدف. این فرایند شامل استفاده از امکانات و ظرفیتهای بالقوه، برای رسیدن به آنچه که میخواهید، است. گرچه بسیاری از تصمیمها بر حسب عادت گرفته میشوند و عملاً فرد با مشکل انتخاب از میان گزینههای متعدد روبهرو نیست، در هر حال، هر موقعیتی که شامل سنجش دو یا چند گزینه برای عمل و انتخاب یکی از آنها باشد، نوعی تصمیمگیری به حساب میآید. مراحل تصمیمگیری: اگر قرار است تصمیمگیری به درستی و ماهرانه انجام شود، بهتر است با استفاده از روشی مفید، مؤثر و علمی به این کار مبادرت ورزید. مراحل فرایند تصمیمگیری که مورد توافق بیشتر نظریهپردازان است به ترتیب عبارت است از: 1. تعیین چالش موجود: در این مرحله چالش یا تصمیمی را که با آن مواجه هستیم مشخص کرده و به تعریف مسئله یا مشکل مورد نظر میپردازیم. در این مرحله میتوان روی یک برگ کاغذ و در چند خط مشکل موجود را یادداشت کرده و به بررسی آن پرداخت. وقتی مشکل به قدری پیچیده و بزرگ باشد که به راحتی نتوان آن را بهصورت عینی تعریف کرد، باید آن را به چند مشکل کوچکتر تجزیه نمود و برای هر یک چارهای اندیشید. البته در این مواقع باید مشکلات فرعی را بر اساس اهمیت، اولویتبندی کرده و مورد رسیدگی قرار داد. به خاطر داشته باشید که برای تعریف دقیق مشکل، میتوانید از اطرافیان و افراد آگاه در آن زمینه کمک و مشورت بگیرید. در کاغذی که مراحل مختلف تصمیمگیری را با استفاده از آن انجام میدهید، میتوانید به شکل زیر مرحلهی اول را یادداشت کنید: چالش یا تصمیمی که با آن روبهرو هستم: ...................................................................................................................................................................... 2. جستوجوی گزینهها:در این مرحله باید به دنبال راهحلها و گزینههای موجود برای عمل باشید. سعی کنید تنها به موارد آشنا و مأنوس بسنده نکرده و انتخابهای متنوع و فراوانی را مدنظر قرار دهید. خوب است در این مرحله، از تکنیک «بارش ذهنی» استفاده کنید؛ یعنی با آزاد گذاشتن فکر، همهی گزینههای احتمالی را بدون سانسور و بدون اینکه به درست و غلط آن فکر کنید، روی کاغذ بیاورید. اگر در حال گرفتن تصمیم بسیار مهمی هستید که ممکن است مسیر زندگیتان را تعیین کند، از این مرحله به آسانی نگذرید و همهی امکانات را در نظر بگیرید. هیچ گزینهای را به این دلیل که از امکانپذیر بودن آن مطمئن نیستید، کنار نگذارید و همچنین از گزینههایی که به نظرتان بیاهمیت هستند، نیز غافل نشوید؛ چرا که ممکن است همان گزینهها بهترین راه حل باشند. این مرحله را در کاغذ خود به شکل زیر یادداشت کنید: انتخابهای من: انتخاب 1: ............................................................................................ انتخاب2: ............................................................................................ انتخاب 3: ............................................................................................ 3. انتخاب بهترین گزینه برای عمل:یکی از عناصر کلیدی فرایند تصمیمگیری آن است که از قبل بیندیشید که «اگر این کار را انجام دهم، چه چیزهایی ممکن است اتفاق بیفتد؟»؛ به عبارت دیگر، پیامدهای مثبت و منفی هر یک از گزینههایی را که در مرحلهی قبل یادداشت کردهاید بررسی کنید. جمعآوری اطلاعات میتواند شما را در این پیشبینی یاری کند. اگر مطمئن نیستید که پیامد یک انتخاب، مثبت یا منفی است، این سؤالها را از خود بپرسید: * آیا برخلاف تعلیمات مذهبی مورد اعتقاد من است؟ * آیا برخلاف قوانین خانه، مدرسه یا جامعهای است که در آن زندگی میکنم؟ * آیا به سلامتی من و دیگران صدمه میزند؟ * آیا برای من یا دیگران مشکل یا دردسر بهوجود میآورد؟ * آیا باعث نگرانی و ناراحتی خانوادهام میشود؟ * آیا اگر کسی این کار را با من انجام دهد، ناراحت میشوم؟ * آیا به حل مشکل خواهد انجامید و اهداف مرا محقق خواهد ساخت؟ پیامدهای تصمیمگیری، همیشه بهطور کامل و 100% مثبت و مطابق میل فرد تصمیمگیرنده نیست. همواره باید در کنار پیامدهای خوب، برخی پیامدهای بد را نیز پذیرفت. اما یک تصمیمگیری موفق، به معنای انتخاب راه حلی است که پیامدهای خوب آن به برخی پیامدهای بد توأم با آن، بیرزد. تفکر و عمل با دقت، به شما کمک خواهد کرد تا پیشبینیهای بهتری از پیامدهای تصمیمتان داشته باشید. در این زمینه بررسی کنید که به چه منابعی برای به عمل درآوردن هر یک از گزینهها نیاز دارید؛ چه میزان زمان، هزینه، نیرو، مهارت، دانش و یا سایر منابع مورد نیاز است؛ از چه موانعی باید بگذرید؛ و کدام گزینه بیشتر با اهداف و ارزشهای شما هماهنگ است. در همان کاغذ، پس از یادداشت مرحلهی دوم، میتوان مرحلهی سوم را به شکل زیر انجام داد:
4. اجرای تصمیم اتخاذ شده:تصمیمگیری با انتخاب بهترین گزینه تمام نمیشود، بلکه باید این انتخاب را اجرا کنید. باید تمام مسئولیتها و پیامدهای آن را بپذیرید و تا زمانی که تغییرها و بهبودهای پیشبینی شده رخ دهند، بر سر تصمیم خود ایستادگی کنید. در این راه، توانایی و ارادهی خود را تقویت کرده و اجازه ندهید مشکلاتی که بر سر راهتان قرار میگیرند، شما را از مسیر و هدف اصلیتان منحرف سازند. از این نترسید که تصمیمی بگیرید و پس از مدتی مجبور شوید در آن تجدید نظر کنید. این، بخشی طبیعی از فرایند تصمیمگیری است؛ چون اغلب تصمیمها در زمانی گرفته میشوند که هنوز اطلاعات کافی در دست نبوده و یا همهی منابع لازم برای عملی نمودن تصمیم در اختیار فرد تصمیمگیرنده نیست. بنابراین طبیعی است که برخی تصمیمگیریها بهطور موقت صورت پذیرفته و پس از مهیا شدن شرایط تصمیمگیری بهتر، در تصمیم اولیه تجدیدنظر یا اصلاحاتی صورت بگیرد. توجه کنید که شما بهترین کار ممکن را با آنچه در دست داشتهاید، به انجام رساندهاید و از خودتان انتظار بیش از حد نداشته باشید. برای یادداشت کردن این مرحله، در کاغذ خود، بهصورت زیر عمل کنید: تصمیم نهایی من: ............................................................................................................................................................................... ............................................................................................................................................................................... 5. ارزیابی نتایج: پس از به اجرا درآوردن یک تصمیم، باید نتایج و پیامدهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا مشخص شود آیا اثربخش بوده است یا خیر؛ حتی تصمیمهای عادی و روزمره نیز باید بهصورت دورهای ارزیابی شوند تا ببینیم آیا هنوز برای موقعیت فعلی مناسب هستند یا اینکه باید مورد تجدیدنظر واقع شوند. در صورتی که ارزیابی نتایج، حاکی از آن باشد که مشکل تا حد قابل قبولی برطرف شده و اهداف اولیه محقق شدهاند، فرایند تصمیمگیری در این موقعیت خاص به پایان میرسد. در غیر این صورت باید به اولویت بعدی گزینههایی که انتخاب کرده بودید بازگردید و آن را به آزمایش بگذارید. اگر باز هم نتیجهبخش نبود، این امکان وجود دارد که در مراحل قبلی مثل تعریف مشکل و... اشکالی وجود داشته باشد. در این مواقع باید فرایند تصمیمگیری را از سر گرفته و بار دیگر مراحل را با دقت بیشتر تکرار کنید. اگر باز هم نتوانستید از عهدهی حل مشکلتان برآیید، میتوانید با افرادی که در این زمینه تخصص دارند مشورت کرده و از آنها یاری بخواهید. اما به خاطر داشته باشید که این افراد تنها میتوانند در تعریف مشکل و معرفی گزینههای بیشتر برای عمل، به شما کمک کنند. در نهایت خود شما هستید که باید تصمیم بگیرید و این تصمیم را به اجرا درآورید. تمرین این مهارت در حضور افراد متخصص به شما کمک میکند تا بتوانید بر آن مسلط شده و آن را به سایر موقعیتهای زندگیتان تعمیم دهید.
شیطان پرستی (Satanism) یک حرکت مکتبی ، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن، شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی می پندارند.آن ها پرسش شیطان را به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خدا، به حساب می آورند.
شیطان پرستان نماد ونشانه های خاصی برای خود دارند که گاه آن ها را روی گردنبند و زیور آلات ، گاه روی لباس ها و گاه روی پوست و بدن خود حک می کنند که خوب است آن ها را بشناسید: 1.Satanism 2. عدد 666: 3. عدد13: 4. عدد33: سمبل گروه ماسونی شهر Memphis در آمریکاست. 5. صلیب وارونه (آتش گرفته): 6. صلیب شکسته یا چرخ خورشید. 7. چشم جهان بین: البته این نماد روی دلار امریکا نیز وجود دارد و علامت خدای خورشید در مصر باستان نیز بوده است. 8. ستاره شش گوشه: 9. آنخ (Ankh): 10. ستون سنگی یا نوک هرمی شکل: 11. ستاره 5 گوشه معکوس یا Bahomet . 12. دست شیطان یا دست شاخدار: 13. دیو، جمجمه واستخوان: 14. پرچم رژیم صهیونیستی: 15. ضد عدالت: 16. بز(Goat): 17.هرج ومرج (Anarchy): این علامت ، نشان دهنده از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این مورد دارد: «هر چه تخریب کننده است، تو انجام بده!» نویسنده/نویسندگان: معصومه سادات میرغنی
به قدر تشنگی گر تشنه امر فرج بودیم خدا داند فرج این گونه طولانی نمی گردید
امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»۱؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.
بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمی توانی در برابر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست می دهی بهایی به دست آوری، و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.
تبیان
وقتى صحبت از ارزش غذایى رنگ ها مى شود، باید گفت هیچ رنگى بر رنگ هاى دیگر برترى ندارد؛ براى این كار به طیف كاملى از رنگ ها احتیاج داریم تا ببینیم هر رنگ چه فوایدى دارد.خواص رنگ های میوه ها و سبزیجات را بیان می كنیم:
زرد: غذاهاى زرد مملو از ویتامین C هستند و در عین حال برخى از صدمات ناشى از رادیكال هاى آزاد روى پوست را كاهش مى دهند. قرمز:مواد غذایى قرمز رنگ لیكوپن دارند. این ماده یك ضد سرطان شناخته شده است. اسید الاجیك موجود در این محصولات نیز خطر آسیب دیدن DNA را كاهش مى دهد. فلاوینوئیدها كه عمدتا در گیلاس، آلبالو و خانواده توت (تمشك و شاتوت و بلوبرى) یافت مى شوند، قدرت تدافعى آنتى اكسیدان ها را افزایش می دهند، از سلول ها در برابر صدمات ناشى از رادیكال هاى آزاد محافظت مى كنند. به حفظ عملكرد قواى استدلال و منطق در مغز كمك می كنند و جلوى پیرى را مى گیرند. بنفش: انگور و كلم بنفش حاوى آنتوسیانین هستند كه از سلول ها در برابر آسیب هاى اكسیداسیون محافظت مى كنند و در نتیجه آن ظهور علائم پیرى به تاخیر مى افتند. این مواد مغذى كه مسئول رنگ تیره میوه ها هستند به فرآیند درك و استدلال كمك می كنند و سایر آنتى اكسیدان هاى موجود در آنها نیز ضد سرطان هستند. سفید: پیاز، سیر، پیازچه و موسیر حاوى آلیسین و كوئرستین هستند كه هر دو آنها خطر حمله قلبى را كاهش می دهند و به عملكرد سیستم ایمنى بهبود مى بخشند. گل كلم نیز حاوى سولفورافان است كه یك ماده ضد سرطان به شمار می رود.
فروردین(طبیعت) فروردین نام نخستین ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان «فرورتینام» در پهلوی « فرورتین» و در فارسی «فروردین» گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است. بنا به عقیده ی پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران بامداد نوروز پیش از برآمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند. اردیبهشت(طبیعت) اردیبهشت روز دوم هر ماه در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « اشاوهیشتا»، در پهلوی «اشاوهیشت» و در فارسی «اردیبهشت» گفته می شود که کلمه یی مرکب از دو بخش است. بخش اول «اشا» است که معنی بسیاری دارد مثل راستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی... و بخش دیگر این کلمه نیز که واژه ی «وهیشت» به معنای بهترین است. ریشه ی بهشت فارسی به معنی فردوس نیز از همین کلمه است. این ماه در عالم روحانی نماینده ی صفت پاکی و تقدس است و در عالم مادی نگهبانی کلیه ی آتش های روی زمین به او سپرده شده است. خرداد(طبیعت) خرداد روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است که در اوستا و پارسی باستان «هئوروتات»، در پهلوی « خردات» و در فارسی «خورداد» یا « خرداد» گفته می شود. این کلم مرکب از دو بخش است. بخش «هئوروه» که صفتی به معنای رسا، همه، درست و کامل است و «تات» که پسوندی برای اسم مؤنث است، بنابراین «هئوروتات» کمال و رسایی معنی می دهد. خرداد نماینده ی رسایی و کمال است و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است. تیر(تماشای جنگل در جزیره) تیر روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « تیشریه»، در پهلوی «تیشتر» و در فارسی به شکل تغییر یافته ی کلمه، یعنی تیر گفته می شود که یکی از ایزدان است و هم چنین به ستاره ی شعرای یمانی اطلاق می شود. تیر فرشته ی مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک از باران بهره مند شده و کشتزارها سیراب می شود. این کلمه را نباید با واژه ی عربی به معنی سهم اشتباه کرد. مرداد(جنگل) مرداد روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا « امرتات» در پهلوی «امرداد» و در فارسی«مرداد» گفته می شود. مرداد کلمه ی مرکب از سه جزء «ا» نفی به معنی «نه»، «مرتا» به معنی نابودشدنی نیست و تات دال بر مؤنت بودن است. بنابراین «امرداد» یعنی بی مرگی و جاودانی. نیک اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تأمین آسایش و امنیت بشر از ویژگی های ماه مرداد است. شهریور(جنگل) شهریور روز چهارم هر ماه در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است. آن را در اوستا «خشتروئیریه» در پهلوی « شتریور» و در فارسی«شهریور» می دانند. کلمه یی مرکب از دو جزء«خشتر» که در اوستا، پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت از «ور» به معنی برتری دادن است. شهریور در جهان روحانی نماینده ی پادشاهی ایزدی و اقتدار خداوند و در جهان مادی پاسبان فلزات است. چون نگهبانی فلزات با اوستاست که آن را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. مهر(محیط زیست) در سانسکریت «میترا»، در اوستا و پارسی باستان «میثر» و در پهلوی « میتر» و در فارسی «مهر» گفته می شود که از ریشه سانسکریت به معنی پیوستن آمده است. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند. در واقع مهر واسطه یی میان آفریدگار و آفریدگان است. میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر ایزد بیداری و نیرومندی است و برای یاری کردن راستگویان و برانداختن دروغگویان و محافظت عهد و پیمان و میثاق مردم گماشته شده است. از این رو فرشته ی فروغ و روشنایی نیز نامیده می شود، چون هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد. آیین مهر در دین مسیح نیز دیده می شود. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده، اما بعدها آن دو را یکی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام «میترس» یاد کرده اند. نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه به عهده ی ایزد مهر است. آبان(محیط زیست) در اوستا «آپ» در پارسی باستان «آپی» و در فارسی«آب» گفته می شود. در اوستا بارها «آپ» به معنی فرشته ی نگهبان آب آورده شده است. نام ماه هشتم از سال خورشیدی و روز دهم از هر ماه شناخته می شود. ایزد آبان، موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح به او تعلق دارد. به دلیل آن که «زو» که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده، او را شکست داد و از ملک خویش بیرون کرد ایرانیان این روز را جشن می گیرند. هم چنین چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید و مردم بسیاری تلف شدند و بعضی به ملک دیگر رفتند؛ عاقبت در چنین روزی باران شروع به باریدن کرد و ایرانیان این روز را جشن کنند. آذر(محیط زیست) این ماه در اوستا «آتر یا آثر» در پهلوی «آتر» و در فارسی «آذر» نامیده می شود. آذر فرشته ی نگهبان آتش نامیده می شود، چون آریایی ها بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند. ایزد آذر نزد هندوان «آگنی» خوانده شده و در «ودا»( کتاب کهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. دی(زمستان یخ و برف رودخانه) در اوستا «دائوش» یا «دادها» به معنی آفریننده، دادار و آفریدگار است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش) موسوم است و برای این که سه روز موسوم به «دی» با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می پیوندند. مثلاً روز هشتم را «دی باز» و روز پانزدهم را «دی به مهر» و... می نامند. دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد. بهمن(برف) در اوستا «وهومنه»، در پهلوی « وهومن» و در فارسی «بهمن» گفته می شود که کلمه مرکب از دو جزء است. «وهو» به معنی خوب و نیک و «مند» به معنی منش است. پس بهمن به معنی نیک اندیش و نیک نهاد است. در عالم روحانی مظهر اندیشه ی نیک، خرد و توانایی خداوند است. در واقع خداوند انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگارش نزدیک کند. یکی از وظایف بهمن این است که گفتار نیک را تعلیم دهد. همه ی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در روز و ماه بهمن منع شده است. هم چنین بهمن اسم گیاهی است که در جشن بهمنجه خورده می شود و در طب نیز معروف است. اسفند(دویدن در برف زمستانی) در اوستا «اسپنتا آرمیتی» در پهلوی « اسپندر» در فارسی «سپندار مذ» و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته می شود. این کلمه مرکب از دو جزء سپند به معنی پاک و مقدس و متی از مصدر به معنی اندیشیدن است. بنابراین اسفند به معنی سازگاری، بردباری و فروتنی مقدس است. سپندارمذ موظف است که همواره زمین را خرم، آباد، پاک و بارور نگه دارد و هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی سپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست. بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ است. - موفقیتها در سرزمین امکانات خواهند رویید و بسیاری از این امکانات، پیش از آن که فیزیکی باشند در اندیشه ما جای دارند. امروزه عقیده بر این است که یک موفقیت بزرگ، سایه امتدادیافته یک اندیشه بزرگ است.
- بهترین و مطمئنترین ابزار ممکن برای نیل به موفقیت در زندگی، داشتن یک تصویر ذهنی مثبت از خویش است. برای ایجاد این تصویر، همیشه هر کاری را که آغاز میکنید، به پایان برسانید.
- خود آغازگر باشید و ننشینید تا دیگران شما را راه بیندازند. - بزرگترین قدم، اولین قدم است.
تبیان یزد
![]()
تبیان یزد شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید. آیا هیچوقت به این موضوع فکر کردهاید که ارادهٔ شما، تولید کننده افکارتان است نه اتفاقات روزمره. افکار و تصاویر ذهنی خود را کنترل کنید و اراده خود را بر آنها تحمیل کنید. هرگز اجازه ندهید فردی یا موضوعی افکار شما را دستخوش نوسان کند یا تصویر ذهنی نامطلوبی برای شما بسازد. بهجای تصاویر درهم و منفی، تصاویری زیبا از ذهنتان بسازید آنگاه خواهید دید که ذهن شما چه پیشگوی قابلی است. آینده را تصاویر ذهنی انسان میسازد وقتی به چیزی فکر میکنید، در واقع برایش کارت دعوت میفرستید. آیا هرگز برایتان پیش آمده که به دوستی که مدتها از او بیخبر بودهاید فکر کنید و او ناگهان پس از سالها، به شما تلفن بزند؟ آیا میدانید این اتفاق چگونه رخ میدهد؟ فکر شما امواجی تولید میکند که باعث جذب ذهن و فکر دوست شما میشود و او با شما تماس میگیرد. در مورد آینده نیز همین قانون صدق میکند. وقتی شما شرایطی را برای آینده در نظر میگیرید و به آن فکر میکنید امکان وقوع آن را به طرز چشمگیری قطعی میکنید.
تصاویر ذهنی شما، بهسوی شما باز میگردند. زندگی مانند آینهای است که همیشه تصویر ذهن خودتان را منعکس میکند. افراد مثبت، مهربان، شاد و باگذشت، دنیا را مانند خودشان شاد و دلنشین میبینند و افراد منفی، غمگین، ناراضی و کینهجو تصاویر سخت و تاریکی در آن خواهند دید.
همیشه انتظار بهترین رویدادها را داشته باشید
امیدوار باشید ( امید، همان ایمان است ) امید یکی از زیباترین وجوه ذهن شماست و ناامیدی بدترین جنبه آن است. هنگامیکه از رویدادی ناامید میشوید در واقع درهای ارتباط خود را با خداوند میبندید، در حالیکه وقتی به آینده امیدوارید و دعا میکنید، رحمت خداوند را بهسوی خود میکشید.
اگر میخواهید در این آینه کروی، آنچه بهسویتان میآید زیبا و شادی بخش باشد، همانطور بیندیشید اگر انتظارات منفی و بدبینانه داشته باشید به طرف بدبختی و اتفاقات نامطلوب خواهید رفت ولی اگر انتظار بهترینها را داشته باشید و ذهن خود را مملو از تصاویر و اتفاقات مثبت و زیبا از آینده نمائید برای شما همان اتفاق مثبت رخ خواهد داد.
ناامیدی دیواری است محکم، که پشت آن یک پرتگاه است امید جادهای است روشن که به مقصود نهایی، منتهی میشود.
دربارهٔ آینده صحبت کنید. سعی کنید در استفاده از کلمات، آنهائی را انتخاب کنید که در آن علامتی از تحقق آرزوهای شما وجود داشته باشد. سعی کنید قالبهای فکری نادرست کلمات منفی را درون خود ویران کنید و هنگام سخن گفتن از قدرت نفوذ کلام خود، نهایت بهره را ببرید. با کلمات امیدوار کننده، در خود شور و شوق ایجاد کنید. شما هم حتماً در اطراف خود به افرادی برخورد کردهاید که معروف به منفیبافی هستند؟ آیا هرگز دقت کردهاید که همین افراد تا چه میزان ( نسبت به دیگران ) بیشتر دچار بد شانسی و بد بیاری میشوند؟ فکر میکنید علت چیست؟ مسلماً علت این امر، منفیبافی درونی خود آنهاست. در گذشته وقتی قصد انجام کاری را داشتند میگفتند: نفوس بد نزنید یا نفوس خوب بزنید. این اصطلاح نیر دقیقاً به همین اصل باز میگردد که شما با کلام خود میتوانید روند حوادث را تغییر دهید. تبیان یزد خیلی وقتها به دنبال این هستیم كه اوقات متفاوتی را تجربه كنیم، اما دقت نمیكنیم كه گاهی سادهترین كارها، متفاوتترین لحظهها را پدید میآورند. 2- هر روز ده دقیقه در سکوت بنشینید. 3- شبها زودتر بخوابید و هنگامی که صبح از خواب بیدار میشوید جمله زیر را کامل کنید: امروز هدف من این است که... 4- همواره با سه عامل زیر زندگی کنید: انرژی، شوق و ذوق و همدلی. 5- نسبت به سال گذشته فیلمهای خوب بیشتری تماشا کنید، بازیهای بیشتری انجام دهید و کتابهای بیشتری مطالعه کنید. 6- فرصت بیشتری برای دعا کردن، با خدا رازونیاز کردن، عبادت، تفکر عمیق و فعالیتهایی از این قبیل اختصاص دهید، زیرا اینگونه فعالیتها انرژی لازم برای زندگی پرکار را به شما میرسانند. 7- اوقات بیشتری را با افراد بالای هفتاد سال و کمتر از شش سال بگذرانید. 8- بیشتر از غذاهای درختی و گیاهی و کمتر از غذاهایی که به طور مصنوعی تولید میشوند، استفاده کنید. 9- بیشتر چای سبز و آب بنوشید. تمشک، ماهی، سبزیجات، بادام و گردو بیشتر مصرف کنید. 10- سعی کنید در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانید. 11- خانه، ماشین و میزتان را تمیز کنید و اجازه دهید انرژی تازه در زندگی شما جریان یابد. 12- وقت با ارزشتان را با غیبت کردن از مواردی که گذشته، افکار منفی یا چیزهایی که در کنترل شما نیستند هدر ندهید، درعوض انرژی خود را در لحظه مثبت فعلی سرمایهگذاری کنید. هر روز ده تا سی دقیقه پیادهروی كنید و لبخند بر لب داشته باشید، زیرا که لبخند بهترین داروی ضد افسردگی است. سعی کنید در هر روز بر لبان حداقل سه نفر لبخند بنشانید. 13- توجه داشته باشید که زندگی مدرسه است و شما برای یادگیری این جا هستید. مسائل بخشیاز برنامه درسی هستند که ظاهر میشوند و به آرامی کنار میروند. مانند مسائل یک کلاس درسریاضی که میآیند و میروند، اما درسهایی که شما میآموزید برای یک عمر باقی میمانند. 14- صبحانه را شاهانه، ناهار را مانند شاهزاده و شام را مانند دانشجویی که پول چندانی برایش باقی نمانده میل کنید. 15- بیشتر بخندید و لبخند بزنید که اینها انرژیهای منفی را دور نگه میدارند. 16- زندگی عادلانه نیست، ولی هنوز خوب است. زندگی، کوتاهتر از آن است که صرف نفرت از دیگران شود. 17- خودتان را زیاد جدی نگیرید، چون دیگران هم نمیگیرند! 18- شما مجبور نیستید در هر بحثی برنده باشید، موافقت کنید که با شما موافق نباشند. 19- با گذشته خود صلح کنید تا زمان حالتان را بهتر بگذرانید. 20- زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید. مطمئن باشید شما از زندگی آنها تصور درستی ندارید. 21- با پدر، مادر و نزدیکان خود در تماس باشید. 23- هر مشکلی را با این کلمات که آیا پس از پنج سال این واقعه مهم خواهد بود؟ تجزیه و تحلیل کنید. 24- هر کس و هر چیز را ببخشید. آنچه دیگران درباره شما فکر میکنند به شما مربوط نمیشود. 25 - زمان تقریباً همهچیز را شفا میدهد، به زمان فرصت بدهید. 26 - هر موقعیتی چه خوب و چه بد میگذرد. 27- شغل شما به هنگام بیماری از شما مراقبت نمیکند، دوستانتان از شما مراقبت میکنند. پس با دوستانتان در ارتباط باشید. 28- خود را از قید و بند چیزهای بدون استفاده، زشت و غم افزا رها کنید. 29- حسرت خوردن، هدر دادن وقت است. شما آنچه را که مورد نیازتان است در اختیار دارید. 30- بهترین چیزها هنوز در راهند. پس منتظر باشید. 31- هر شب قبل از خواب جملات زیر را کامل کنید: خدا را به خاطر...شکر میکنم. امروز به این هدف خود رسیدم که... 32 - به خاطر داشته باشید که شما با ارزشتر از آن هستید که تحت فشارهای روانی باشید. از زندگی لذت ببرید و در نظر داشته باشید که اینجا سرزمین شادیهای کودکانه نیست که بازیها را سریع انجام داده و بیرون روید. مردان خدا پرده ی پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند فریاد که در رهگذر آدم خاکی بس دانه فشاندند و بسی دام کشیدند همّت طلب از باطن پیران سحرخیز زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند زنهار مزن دست به دامان گروهی کز حق ببریدند و به باطل گرویدند چون خلق درآیند به بازار حقیقت ترسم نفروشند متاعی که خریدند "فروغی بسطامی" صلی الله علیک یا مولاتنا یا فاطمة الزهراء شهادت بانوی عصمت و شرافت بر عاشقان حضرتش تسلیت باد. باز این چه شورش است كه در خلق عالم است ماه عزای فاطمه روح مُحرم است خون گریه كن ز غم،كه عقیق یمن شوی رخصت دهد خدا كه تو هم سینه زن شوی *** فاطمیه که فرا می رسد دوباره «محرم» با تمام لحظه های داغدارش زنده می شود و در هر روز غربت خاموشی یک ستاره تکرار می شود. فاطمیه که از راه می رسد، خورشید دوباره راوی عطش و خون می شود و آسمان از سوز دل آل محمد حکایت می کند. فاطمیه که از راه می رسد، قصه غریب گداختن میخ و آتش و سوختن خیمه ها و داغ زینب تکرار می شود. فاطمیه که از راه می رسد، تمام غربت عالم را با خود می آورد. آنچه بر آل علی در کربلا یکسر گذشت در سقیفه اتفاق افتاد، عاشورا نبود *** فاطمیه سینهچاك دردهاست شاهد نامردى نامردهاست فاطمیه آتشافروز دل است احتجاجش یك كتاب كامل است *** حضرت زهرا سلام الله علیها: شیعیان ما و دوستدارانِ دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما و نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند، بهترین افراد بهشتیان خواهند بود. (بحارالانوار، 68/155) یادش بخیر مادرم از کودکی مرا می برد تکیه، تکیه که نذر شما کند یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها می برد با حسین شما آشنا کند *** ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم محتاج عطا و کرم فاطمه ایم بانو! هنوز زمین نیازمندت بود. هنوز گرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند و تو افطار فقیرانه خود و خانوادهات را انفاق کنی و با لبهای روزهدار، از خداوند بشنوی که: «وَ یُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً». زهرا همان کسی است که بیت محقرش طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش . بانو! هنوز بوی در نیمسوخته را از کوچههای تنگ مدینه میشنویم؛ از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ. خدا گواست که از بیم آه فاطمه بود اگر ز بازوی مولا طناب وا کردند چه اتفاق عظیمی به پشت در رخ داد چه شد که محسن شش ماهه را فدا کردند... *** حضرت زهرا سلام الله علیها: اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر. (تفسیر الامام العسكرى علیه السلام ، ص 320) من نمیگویم چه شد گویند در چشم علی سیل دشمن بود پیدا فاطمه پیدا نبود *** حس می كنم كه باز زمین خورده مادرم دیدم كه چادرش دو سه جایش رفو شده بانو! این شعله های عشق توست که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند. من اشک های تو را بر کوبه های کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم. خط تو را که بر پوست هر ستاره، غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم. من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم.... ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگذر دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد : دوش می آمد و رخساره ... نگویم بهتر! *** حضرت زهرا سلام الله علیها: به خدا سوگند، اگر حقّ (خلافت و امامت) را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى كرده بودند، حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند. (الامامة والتبصرة،ص 1؛ بحارالانوار، 36/352) گر على تنها شود پهلو شكستن جایز است بهر حفظ جان حیدر بى مهابا سوختم *** بانوی خــــــــــانه بار و بساط سفر مبند با رفتنت دوباره دو دست مـــــرا مبند میاندیشم به لحظهای که علی، در ظلمات تاریکترین شبِ بیمهتاب، پنهان، پیکر تو را از شهر میکوچاند. بیش از این نمیگویم که داغِ دلِ مولا، خود، حدیث سوزانِ دیگری است. آه از غربت بیانتهای علی، آه که چقدر علی مظلوم و تنها مانده است... نیمه شب تابوت را برداشتند بار غم بر شانهها بگذاشتند ظاهراً تشییع یک پیکر ولی باطناً تشییع زهرا و علی *** حضرت زهرا سلام الله علیها ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى، و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیائى.(كوكب الدّرى،1/253) سلام ما به غسل و کفن و تشییع شبت مادر سلام ما به اشک بیصدای زینبت مادر با رفتنش تمامی غم ها به من رسید درد دو ماه فاطمه یکجا به من رسید اول قرار بود که باهم سفر کنیم رفتن به او رسید و تمنا به من رسید تو را پنهان از چشمهای بخیل روزگار به خاک سپردم تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت، دلهای گنهکارشان را به آتش بکشد. تو را که ناموس حق بودهاى، دور از دستها و چشمهای نامحرم زمین دفن کردم. بگذار همه تا ابد بدانند دختر معصوم رسول خدا چنان از امت خویش در ستم بود که نخواست هیچکس نشان مزارش را بداند. بگذار این بینشانى، به نشانه اعتراضی ابدی در دل تاریخ جاودانه شود. خدا گواست که زهرا شهیده رفت به خاک اگر چه نیست گروهی هنوز باورشان امروز، اگرچه قرنها از غروب آفتاب عفاف و ایمان گذشته است، امّا هنوز دل هزاران عاشق، در سوگ مادر، داغدارند و چشمها، در جستوجوی مزار پنهان اوست، تا شاید دوباره نشان عشق علی علیهالسلام را دریابند و دل دردناک خود را تسکین دهند. یا صاحب الزمان! چرا مادرتان رو به قبله است...؟!! موکول می کنم گله هجر را به روز بعد امروز حال مادرتان روبراه نیست لعن الله ظالمیک یا فاطمة الزهراء الی یوم القیمة بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان برگرفته از یاد خدا و خودسازى «فاذکرونى اذکرکم؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم.» بقره/152 خدا را فراموش مکن! به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد. اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایى مىیابد و اگر در کارى مانده است خداوند نمىگذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقى گیر کرد، خدایى که داراى اسماء حسنى است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود. براى آرامش قلب، دست را روى سینه بگذار و سه ؟ چهار بار نشسته و ایستاده این آیه را بخوان: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر اللّه؛ ألا بذکر اللّه تطمئن القلوب» رعد/28؛ (کسانىکه ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام مىگیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مىیابد. ) وقتى قرآن مىخوانید، توجه داشته باشید که «کلام اللّه» است. بشر باید عاطفه داشته باشد کسى که عاطفه ندارد، یعنى با قرآن دوست نیست! «ما کارى مهمتر از خودسازى نداریم.» بزرگترین (و سختترین )ریاضتها، همین دیندارى است. در روایتى از حضرت امیر علیهالسلام هست که مىفرمایند: «الشریعة ریاضة النفس»، آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگى نفس مىآورد. ما بزرگترین و مهمترین کارى که در عالم داریم و هیچ کارى از اطوار و شئون زندگى ما مهمتر از آن نیست، ایناست که «خودمان را درست بسازیم.» تخم سعادت، مراقبت است. مراقبت یعنى کشیک نفس کشیدن. یعنى حریم دل را پاسبانى کردن. یعنى سر را از تصرفات شیطانى حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآنى ، این نهال سعادت را پروراند. «از خود بطلب هر آنچه خواهى!» ما سرانجام هرچه را در «خارج» مىجستیم، در «درون» یافتیم. بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست از خود بطلب هرآنچه خواهى، که تویى «آقا (!خطاب به علامه حسنزاده آملى) دعاى سحر حضرت امام باقر علیهالسلام را فراموش نکن که در آن جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نیست. اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرینتر است.» در شب و روز زمانى را براى حسابرسى خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته. هر شب پیش از خواب، اگر توانستید سور مسبّحات (حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن )را بخوانید و اگر نتوانستید، تنها سوره حشر را بخوانید. «بحارالانوار را زیاد مطالعه کنید و از روایتهاى آن ساده نگذرید.» اهل محاسبه باشید، همانطور که یک بازرگان، یک کاسب، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب مىکند، شما ببینید در شبانهروزى که بر شما گذشته، چه چیزى اندوختهاید؟ چه گفتهاید؟ یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستىها استغفار کنید، و سعى کنید تکرار نشود، و براى آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود، خدا را شاکر باشید، تا بهتدریج براى شما تخلق به اخلاق ربوبى ملکه بشود. اگر یک کاه بردارى، در همه عالم (هستى) اثر مىگذارد (!پس گناه کردن چه اثرى بر هستى مىگذارد؟) زیارت اهل قبور (بهویژه در شبهاى جمعه )را فراموش نکنید. رفتن به قبرستان در سازندگى انسان مؤثر است. ما ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم. «انما تنتقلون من دار الى دار» انسان از بینرفتنى نیست، باقى و برقرار است، منتها به یک معنى لباس عوض مىکند و به یک معنى، جا عوض مىکند. در ره منزل لیلى که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشى نقطه عشق نمودم به تو هان! سهل مکن ورنه تا بنگرى از دایره بیرون باشى کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کِى روى؟ ره ز که پرسى؟ چه کنى؟ چون باشى؟ بر گرفته از سایت تبیان
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا. لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق. من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر. من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس . من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک. من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر. من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر. لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا. لا یکمل العقل إلا باتباع الحق . یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی(بحارالانوار، ج78، ص 122) مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی(بحارالانوار، ج78، ص 122) فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو. إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ مَن صَامَ ثَلَاثَةَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَةِ هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود وسائل الشیعة ج 10 ، ص 490 إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ ساده ترین راه کنترل چشم و زبان زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد. در واقع این حدیث یکى از درس هاى بزرگ توحید و خداشناسى است و تعبیرات بسیار عالى و رسا و جمله ها حساب شده است. چند موضوع است که در انسان مهم است یکى چشم است که مهمترین وسیله ارتباطى انسان با جهان خارج است معلوماتى که از طریق چشم به دست مى آوریم از همه معلومات دیگر بیشتر است. وسیله دیگر گوش است که معمولاً علوم نقلى از طریق آن به انسان منتقل مى شود. سوّمین وسیله زبان است که وسیله تعلیم و تعلّم و انتقال علوم از نسلى به نسل دیگر است، که اگر زبان نبود تمدن امروزى به وجود نمى آمد. چهارمین وسیله که باعث بقاى انسان است، تنفس است که اگر دو دقیقه نفس کشیدن انسان قطع شود، مرگش حتمى است چون مقاومت سلول هاى مغز انسان در مقابل کمبود اکسیژن، از تمام سلول هاى دیگر بدن کمتر است و حدّاکثر مقاومتش دو دقیقه است، انسان مقاومتش در برابر غذا زیاد است تا جایى که بعضى تا پنجاه روز بدون غذا مقاومت کردند، و در مقابل کمبود آب هم مى شود چند روز مقاومت کرد، اما در مقابل کمبود هوا، مقاومت بسیار اندک است. امام على(علیه السلام) مى فرماید ببینید خداوند چه قدرت نمایى کرده و این چهار دستگاه و ابزار مهم را با مصالح ارزان و کم اهمیّت ساخته است . از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد. گوش از نظر شکل و دستگاه قیمتى ندارد فقط چند تکّه استخوان است اما از نظر شنوایى و بهره بردارى از آن بسیار ارزشمند است. خداوند متعال به فرزندان آدم مى گوید: اى فرزند آدم، اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب را براى جلوگیرى از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوى حرام ببرد من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند زبان یک تکّه گوشت است، امّا اعجوبه اى است که مى تواند جامعه و جهانى را اصلاح کند و یا ممکن است جهانى را بر هم بریزد. یکى از کارهاى مهمّ زبان، تکلّم است که با فصاحت و بلاغت سخن مى گوید و باعث تعجّب انسان مى شود، علاوه بر اینکه کمک مؤثّرى به بلع غذا مى کند، در جویدن نیز نقش مهمّى دارد، مرتباً لقمه غذا را به زیر دندان ها هل مى دهد و بعد از خوردن غذا و فضاى دهن و دندان ها را تمیز مى کند، و در کنار زبان، خداوند «لب ها» را هم در اختیار ما قرار داد که نقش مؤثّرى در تکلّم دارند چون بسیارى از مقاطع حروف بوسیله لب ها ادا مى شود و حتى لب ها کمک زیادى به جویدن غذا، و حفظ رطوبت دهان، و نوشیدن آب مى کند در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: چشم را معمولاً به یک دستگاه دوربین عکّاسى تشبیه مى کنند که فوق العاده ظریف و دقیق است و در شبانه روز ممکن است هزاران هزار عکس از صحنه هاى مختلف بردارد، امّا از جهات زیادى قابل مقایسه با پیشرفته ترین دستگاه هاى عکس بردارى و فیلم بردارى نیست چون در این دستگاه مردمک چشم که همان دریچه تنظیم نور است به طور خودکار در برابر نور تغییر شکل داده و در مقابل نور قوى تنگ تر و در مقابل نور ضعیف گشادتر مى شود. عدسى چشم دائماً تغییر شکل مى دهد گاهى قطر آن 5/1 میلیمتر است و گاه تا 8 میلیمتر مى رسد و این کار بوسیله عضلاتى که اطراف عدسى قرار گرفته اند، انجام مى شود. از نظر ارزش مادّى نمى شود براى چشم قیمت گذاشت، شخصى نابینا حاضر است میلیون ها تومان بدهد تا بینایى خود را به دست آورد، امّا اگر مواد این چشم را بیرون بیاوریم یک تکه چربى است و ارزش مادّى ندارد دستگاه عکاسى چشم در تمام طول عمر در چهار جهت مختلف حرکت مى کند و عکس مى گیرد. چشم هاى انسان این قدر حافظه اش قوى و گسترده است که نیازى به عوض کردن فیلم ها ندارد.(بر خلاف دستگاه هاى عکس بردارى امروزى) سطح چشم باید دائماً مرطوب باشد و این رطوبت دائمى از غدّه هاى اشک تأمین مى شود، که از یک سو وارد چشم شده و از رگ هاى بسیار باریکى که در گوشه چشمان قرار دارد بیرون مى رود و به بینى ها منتقل مى شود و بینى را نیز مرطوب مى کند. اگر غده هاى اشک خشک شود چشم به خطر مى افتد و حرکت پلک ها غیر ممکن مى شود، و اگر بیش از حد فعّالیّت کند، دائماً اشک به صورت جارى مى شود. یا اگر راه باریک فاضل آب چشم بسته شد باید دائماً آب هاى زیادى را از صورت خشک کنیم. اگر انسان مقدارى در این عجایب خلقت دقت کند پى به عظمت آفریننده آن مى برد و ناخودآگاه سر تعظیم در مقابلش فرود خواهد آورد. پی نوشت ها : 1. نهج البلاغه، حکمت 8. 2. نورالثقلین، ج 5، ص 581. بخش نهج البلاغه تبیان راه شکست آسان شیطان امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) مىفرماید: «صافوا الشیطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم» " 1 راه تشخیص شكست و پیروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است. اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهى تحریك كرد و او انجام داد و به جایى كه نباید نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نباید بگیرد، گرفت یا سخنى را كه نباید بگوید، گفت و با این كه مىداند این كار، گناه استبا او موافقت كرد و خواستههاى او را برآورد، زمینه پیشروى او و شكست خود را فراهم كردهاست. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پایى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروى شیطان است، چنانكه لحظهاى كه دارد مقاومت مىكند، لحظه عقب نشینى شیطان و اسیر كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مىكند لحظه پیروزى او و شكستشیطان است. شیطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نیست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد: «ان كید الشیطان كان ضعیفا» " 2 كید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معینى ندارد; زیرا تعبیر «كان» در این آیه، دلالتبر استمرار مىكند. از اول هم شیطان در برابر عقل و وحى الهى ضعیف بود. بنابراین، اگر كسى در جنگ با شیطان شكستبخورد، در حقیقت در جنگ با دشمنى ضعیف شكستخورده و باید خیلى ضعیف النفس باشد تا دشمنى ضعیف او را شكست دهد. حال اگر دشمن، ضعیف است چرا به این نبرد، جهاد اكبر گفتهاند؟ پاسخ این است كه چون میدان جهاد با شیطان و ابزار اغواى او، یعنى هواى نفس بسیار وسیع است و غنیمت یا غرامتى كه در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان مىشود بسیار مهم است. هر جنگى در جهان طبیعت رخ دهد هم غنیمتهایش محدود است و هم غرامتهایش، ولى غنیمتهاى جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامتهایش نیز جبرانناپذیر است; زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ مىكند یا آنها را از دست مىدهد، از این جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ، بزرگى نیست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكیه كرده و به ركن وثیق عنایت الهى وابسته شده شكست نمىخورد. مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مىگوید: من فقط از خدا مىترسم، نه از غیر او او براى این كه كسى را فریب داده بگوید، قیامت و پیغمبرى نیست; بلكه محدوده هستى همین طبیعت است، مغالطههاى وهمى را ردیف مىكند! و شما در جبهه فكرى در برابر مغالطههاى وهمى او خود را به براهین عقلى مسلح كنید، تا با آن از مغالطههاى وهمى شیطان برهید و این، كارى فكرى است. در جبهه دوم، شما را از بسیارى از امور مىترساند. شما هم در مقابل بگویید من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه باید بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مىترسم نه از غیر او، چنانكه ذات اقدس اله مىفرماید: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله» " 3 مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مىگوید: من فقط از خدا مىترسم، نه از غیر او. در جبهه سوم، شیطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فریب دهد، این شخص مىگوید من فقط به رزق الهى امیدوارم; نه این كه بر زرق و برق شیطانى تكیه كنم. بنابراین، جاهل و نیز عالم غیر مهذب، زود فریب مىخورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصیل كرده باشند: «لا یزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف» " 4 شایان ذكر است كه گر چه كید زنان در قرآن كریم به وصف بزرگى موصوف شد: «...ان كیدكن عظیم» " 5 لیكن هر عظیمى در قیاس با عنایت پروردگار بزرگ، حقیر و زبون است از این رو هم كید شیطان جنى و هم كید شیطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعیف و اندك است. امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صفآرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مىكند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید ادامه مطلب چهل حدیثقالَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام):1 سه ویژگى برجسته مؤمنلا یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ. مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است. 2- پاداش نیكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى «أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ.»: پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است. 3- نظافت «مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ.»: از اخلاق پیامبران، نظافت و پاكیزگى است. 4- امین و امیننما «لَمْ یَخُنْكَ الاَْمینُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ.»: امین به تو خیانت نكرده [و نمىكند] و لیكن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى. 5- مقام برادر بزرگتر «أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ.»: برادر بزرگتر به منزله پدر است. 6- دوست و دشمن هر كس «صَدیقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ.»: دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست. 7- نام بردن با احترام «إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه.»: چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو. 8- بدى قیل و قال «إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ.»: به درستى كه خداوند، داد و فریاد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد. 9- ویژگیهاى دهگانه عاقل «لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَكْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ كَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى.»: عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است. 10- نشانه سِفله «سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ.»: از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله كیست؟فرمود: آن كه چیزى دارد كه از [یاد] خدا بازش دارد. ادامه مطلب راز کم توفیقی شب زنده داریاگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى كردیم. به نام خدا بسیاری از اوقات ممکن است ما علاقه بسیاری به امور معنوی و به دست آوردن رضای الهی داشته باشیم، به خاطر توفیق نداشتن یا کم توفیقی در بهره مندی از فضائل و اعمال صالح حسرت بخوریم؛ اما غافل از این که نسبت به اوقات توفیق و کارهیی که می توانسته ایم انجام دهیم، کوتاهی کرده ایم. نمونه روشن آن نماز شب است که واقعا نسبت به برکات عظیم آن شکی نداریم، دلمان هم می خواهد که نسبت به آن بسیار بهره مند باشیم، اما راز کم توفیقی نسبت به نماز شب عارفانه چیست؟ بندگى روز، راه توفیق بیدارى شب
مرحوم «آیت الله بهجت» می فرماید: «ما براى اوقات خواب خود افسوس مى خوریم كه چرا براى نماز شب بیدار نمى شویم. در صورتى كه اوقات بیدارى را به غفلت مى گذرانیم! زیرا اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را نیز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى كردیم.» (1) هوی و هوس، مانع نماز شب
شخص محترمی از «آیت الله بهاء الدینی» پرسید: «نمی دانم چرا شب بیدار می شوم اما در رختخواب و بستر بیدارم و نمی توانم بلند شوم برای تهجد و نماز شب؟» آقا همانطور که سرش پایین بود و به زمین نگاه می کرد با ناراحتی فرمود: «هواها و هوسها غل و زنجیرمان کرده است.» آن فرد محترم از این گفته گریست. (2) چارهاى جز کاستن از لذتهاى مادى و جسمانى نیست
استاد شهید «آیت الله مطهری»، درک لذتهای معنوی همچون نماز شب عارفانه را منوط به این می داند که از لذّات مادی بکاهیم: «اگر ما خودمان را غرق در لذات مادى دنیا كنیم، مثلا سرشب بنشینیم دور هم و شروع كنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نكنیم كه حرام است، صرفاً شوخیهاى مباح بكنیم، و بعد سفره را پهن كنیم و آنقدر بخوریم كه به قول طلبهها حتّى اذا بَلَغَ الْعِمامَةَ به عمامه برسد، نفس كشیدن برایمان دشوار شود، فكر و مزاج خودمان را خسته كنیم و بعد مثل یك مرده بیفتیم در رختخواب، آیا در این صورت توفیق پیدا مىكنیم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان یارب یارب بگوییم؟ اساساً بیدار نمىشویم و اگر هم بیدار شویم درست مثل مستى كه چند جام شراب خورده است تلوتلو مىخوریم. پس اگر انسان بخواهد لذتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درك كند، چارهاى ندارد جز اینكه از لذتهاى مادى و جسمانى كسر كند.... [شخصی که] سر سفره شام بنشیند و در حالى كه ظهر غذاهاى سنگین، انواع گوشتها، روغنهاى حیوانى و نباتى، انواع شیرینیها و انواع محرّك اشتهاها خورده است، تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهایش تحریك بشود. این روح خود به خود مىمیرد. این آدم نمىتواند در نیمههاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمىتواند از عبادت لذت ببرد. لهذا كسانى كه چنین توفیقاتى داشتهاند- و ما چنین اشخاصى را دیدهایم- به لذتهاى مادىاى كه ما دل بستهایم هیچ اعتنا ندارند.» (3) ادامه مطلب |
| |||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||